شاه بیت های غزلیات بیدل
ز تلاش همت شمع، دلم آب گشت بیدل
ز تلاش همت شمع، دلم آب گشت بیدل که به ذوق رفتن از خویش همه پاست سر ندارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
ز بس چون شمع بیدل با شکست رنگ درجوشم
ز بس چون شمع بیدل با شکست رنگ درجوشم ز هر عضوم توانکرد انتخاب چهرهٔ زردی حضرت ابوالمعانی بیدل رح
ریشه ها دارد غبار من زمین تا آسمان
ریشه ها دارد غبار من زمین تا آسمان مرگ هم نگسست بیدل رشتهٔ آمال من حضرت ابوالمعانی بیدل رح
رفته چون رنگ روان بیدلتری ازآبله
رفته چون رنگ روان بیدلتری ازآبله عمرها شد پهلوی ما زین طرفگردیده است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
ذره تا خورشید اسباب جهان سوزنده است
ذره تا خورشید اسباب جهان سوزنده است بیدل ازگلخن شراریکرده باشی انتخاب حضرت ابوالمعانی بیدل رح
دنائت بسکه شد امروز مغرور غنا بیدل
دنائت بسکه شد امروز مغرور غنا بیدل زمین هم بال وپر دارد به نازآسمانیها حضرت ابوالمعانی بیدل رح
دل نه تنها بیدل از برق تمنا سوختیم
دل نه تنها بیدل از برق تمنا سوختیم دیده هم از مردمک دارد گل رعنا ثمر حضرت ابوالمعانی بیدل رح
دل آگاه را لازم بود پاس نفس بیدل
دل آگاه را لازم بود پاس نفس بیدل به دام ربشه افتد چونگره از ریشه واگردد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
درین محفل به مید تسلی خون مخور بیدل
درین محفل به مید تسلی خون مخور بیدل بیا در عالم دیگر رویم اینجا نشد پیدا حضرت ابوالمعانی بیدل رح
درنه بیضهٔ افلاک شکافی بیدل
درنه بیضهٔ افلاک شکافی بیدل تا بهکام تپشی بالکشد نالهٔ ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح





