شاه بیت های غزلیات بیدل
بیدل به جرم آنکه چو آیینه سادهایم
بیدل به جرم آنکه چو آیینه سادهایم خاکسترست آنچه به بر میکشیم ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل به اشارات فنا راه نبردی
بیدل به اشارات فنا راه نبردی عمریستکهگفتیم نظیر تو عدیم است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل ایندنیا نهامروز امتحانگاهست و بس
بیدل ایندنیا نهامروز امتحانگاهست و بس تا جهان باقیست زن میآزماید مرد را حضرت ابوالمعانی بیدل رح
ابنای زمان منفعل چین جبیناند
ابنای زمان منفعل چین جبیناند بیدل ثمر عطسه دهد سرکه چشیدن حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل این هستی نمیسازد به تشویش نفس
بیدل این هستی نمیسازد به تشویش نفس شمع را تاکی به راه باد باید زیستن حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل این انجمن شوق فسردنکده نیست
بیدل این انجمن شوق فسردنکده نیست همچو پرواز به افشاندن پر میآیی حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل آن اشکم که عمری در بساط حیرتم
بیدل آن اشکم که عمری در بساط حیرتم از حریر پردههای چشم بالین بوده است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اگر هوس ندرد پردهٔ حیا
بیدل اگر هوس ندرد پردهٔ حیا وحدتسرای معنیات آیینه خانه نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اگر این است سر و برگ کمالت
بیدل اگر این است سر و برگ کمالت تحقیق معانی غلط و فکر رسا هیچ حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل افسانه غیرم سبق آهی هست
بیدل افسانه غیرم سبق آهی هست میکند اینقدرم سیر گریبان تعلیم حضرت ابوالمعانی بیدل رح





