یکقدم ناکرده بیدل قطع راه آرزو

یکقدم ناکرده بیدل قطع راه آرزو منزل آسودگی ازما به صد فرسنگ ماند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

کو مقامی کز شکوه معنی‌ات لبریز نیست

کو مقامی کز شکوه معنی‌ات لبریز نیست غفلت است اینهاکه بیدل‌گویدت اینجا بیا حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

مرگ اهل سوز باشد حرف سرد ناصحان

مرگ اهل سوز باشد حرف سرد ناصحان شمع را تیغ است بید‌ل جنبش دامان صبح حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ندانم سایه با بخت‌که دارد توامی بیدل

ندانم سایه با بخت‌که دارد توامی بیدل مقیم روز بودن بر نمی‌آرد ز شبهایش حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ندانم ‌کجا رفتم از خوبش بیدل

ندانم ‌کجا رفتم از خوبش بیدل به یاد خرامی خرامیده بودم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نرسید فطرت هیچکس به خیال بیدل و معنی‌اش

نرسید فطرت هیچکس به خیال بیدل و معنی‌اش همه‌راست بیخبری و بس‌، چه‌شعور خلق و چه‌هوش ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نسبتت بیدل به آزادی ز مجنون نیست کم

نسبتت بیدل به آزادی ز مجنون نیست کم رشته‌ای داری تو هم از دامن صحرا مکش حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نشدم محرم انجام رعونت بیدل

نشدم محرم انجام رعونت بیدل شمع هرچند به من‌گفت‌:‌که ‌گردن مفراز حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نشیند طفل اشکم در دبستان صدف بیدل

نشیند طفل اشکم در دبستان صدف بیدل که چندی از تپش آساید و کمتر کند بازی حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نفس از دقت فکرم هجوم شعله شد بیدل

نفس از دقت فکرم هجوم شعله شد بیدل نشستم آنقدر در خون که صبحی را شفق کردم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...