سرت بیدل از وهم و ظن عالمی‌ست

سرت بیدل از وهم و ظن عالمی‌ست ازین بام چندین هوا می‌دمد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

سدّ راه توست بیدل گر کنی تعمیر جسم

سدّ راه توست بیدل گر کنی تعمیر جسم می‌شود دیوار چون شد قدری آب وگل بلند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

سایه‌ام بیدل ز نیرنگ غم و عیشم مپرس

سایه‌ام بیدل ز نیرنگ غم و عیشم مپرس نیست ممتاز آنقدر روز من از شبهای من حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

زودتر بیدل به منزلگاه راحت می‌رسد

زودتر بیدل به منزلگاه راحت می‌رسد زاد راه خویش هرکس وحشت از دنیاگرفت حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

زحمتکش وهمیم چه ادبار و چه اقبال

زحمتکش وهمیم چه ادبار و چه اقبال بیدل نتوان‌گفت شب از ما سحر از ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

زان بهارم مژدهٔ بوی خرامی می‌رسد

زان بهارم مژدهٔ بوی خرامی می‌رسد رنگ های رفته بیدل ‌گرد پیدا کرده‌اند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز فرق تا قدمم صرف سجده شد بیدل

ز فرق تا قدمم صرف سجده شد بیدل چو خامه رفته‌ام از خود به سعی پیشانی حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز سینه ‌گر نفسی بی‌تو می‌کشد بیدل

ز سینه ‌گر نفسی بی‌تو می‌کشد بیدل به دود از دل آتش‌کشیده می‌ماند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز دور باش غرورتغافلش بیدل

ز دور باش غرورتغافلش بیدل من و دلی‌که امیدش خروش زیرلبی‌ست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز حرف پوچ بی‌مغزان سراپا شورشم بیدل

ز حرف پوچ بی‌مغزان سراپا شورشم بیدل ز وحشت چاره نبود همچو آتش در نیستانم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...