شاه بیت های غزلیات بیدل
بیدل از زخم بود رونق دل
بیدل از زخم بود رونق دل خندهٔگل نمک گلزار است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از خلقندخوبان چمن صیاد دل
بیدل از خلقندخوبان چمن صیاد دل شاهدگل را همان آشفتن بوکاکل است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از جهل میندیشکه در مکتب عشق
بیدل از جهل میندیشکه در مکتب عشق گر همه طفل سرشک است تبحر دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از بی دستوپاییهای من غافل مباش
بیدل از بی دستوپاییهای من غافل مباش چون ضعیفی گوشمال گردن بالیدهام حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از آیینهٔ ما غیر ادبگل نکند
بیدل از آیینهٔ ما غیر ادبگل نکند خون تحیر به خیال از رگ جوهر مگشا حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از انجام نفس هرکه برد بوی اثر
بیدل از انجام نفس هرکه برد بوی اثر گر همه آفاق شود ناز کر و فر نکند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از آفتنصیبان دلیم
بیدل از آفتنصیبان دلیم خون شدن معراج طاقتهای ماست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل آدم باش فکر راکب و مرکوب چیست
بیدل آدم باش فکر راکب و مرکوب چیست از هوس تا کی کسی پالان گاو و خر شود حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیخطایی نیست بیدل اضطراب اهل درد
بیخطایی نیست بیدل اضطراب اهل درد اشک چون بیتاب گردد لغزشی پیدا کند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بوی یأًس از چمن جلوهٔ امکان پیداست
بوی یأًس از چمن جلوهٔ امکان پیداست دگر ای بیدل غافل چه امید است اینجا حضرت ابوالمعانی بیدل رح





