مرغی که پر افشاند به گلزار خیالش

مرغی که پر افشاند به گلزار خیالش پرواز سپردند به مقراض دو بالش سرگشتگی ذره ز خورشید عیان است ای غافل حالم نظری‌ کن به…

Continue Reading...

محفل هستی به تحریک دلی آراستند

محفل هستی به تحریک دلی آراستند دانه‌ای در شوخی آمد حاصلی آراستند ذره تا خورشید بال‌افشان‌انداز فناست عرصهٔ امکان ز رقص بسملی آراستند عقدهٔ‌ کار…

Continue Reading...

مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موج

مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موج چو اشک عرض ‌گهر دیده‌ام به دامن موج جهان ز وحشت من رنگ امن می‌بازد محیط بسمل یأس است…

Continue Reading...

ما را نه غروری‌ست نه فرّی نه ‌کلاهی

ما را نه غروری‌ست نه فرّی نه ‌کلاهی خاکیم به ‌زیر قدم خویش نگاهی آنجا که قناعت‌ کند ایجاد تسلی گرم است سرکوه به زیر…

Continue Reading...

گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام

گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام به حیرتم‌ که چها می‌کند خیال توام مزاج شوقم از آب وگل تسلی نیست جنون سرشته غبار رم غزال…

Continue Reading...

گفتگو صد رنگ ناکامی دماند ازکامها

گفتگو صد رنگ ناکامی دماند ازکامها وصل هم موهوم ماند از شبههٔ پیغامها غیر دیر وکعبه هم صد جا تمنا می‌کند زندگی یک جامه‌وار و…

Continue Reading...

گرکماندار خیالت در زه آرد تیر را

گرکماندار خیالت در زه آرد تیر را هر بن مو چشم امیدی شود نخجیر را یاد رخسارت جبین فکر را آیینه ساخت حرف زلفت‌کرد سنبل…

Continue Reading...

گر نیست در این میکدهها دور تمامی

گر نیست در این میکدهها دور تمامی قانع چو هلالیم به نصف خط جامی در ملک قناعت به مه و مهر مپرداز گر نان شبی…

Continue Reading...

گر دهد رنگ تماشای تو پرواز نگاه

گر دهد رنگ تماشای تو پرواز نگاه خیل طاووس توان ریخت ز پرواز نگاه قید یک حلقهٔ زنجیر خیالی‌است محال دیده تا چندکند منع‌ جنون‌تاز…

Continue Reading...

گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد

گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد این داغ دل اولی‌ست‌ که در سینه نباشد صد عمر ابد هیچ نیرزد به‌گذشتن امروز خوشی هست اگر…

Continue Reading...