غزلیات بیدل
تدبیر عنان من پر شور نگیرد
تدبیر عنان من پر شور نگیرد هر پنبه سر شیشهٔ منصور نگیرد دارد ز سر و برگ غنا دامن فقرم چینی که به مویی سر…
تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید
تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید سر بهگریبانکشید گوی شکفتن برید غنچه قبا نوگلی مست جنون می رسد تا نشود پایمال رنگ…
آخر ز سجده ام عرق جبهه سر کشید
آخر ز سجده ام عرق جبهه سر کشید غواصی محیط ادب این گهر کشید چندانکه شور صبح قیامت شود بلند امروز پنبه بایدم از گوش…
تا شدم گرم طلب عجز درایم کردند
تا شدم گرم طلب عجز درایم کردند گام اول چو سرشک آبله پایم کردند چه توانکرد زمینگیری تسلیم رساست خشت فرسودهٔ این کهنه سرایم کردند…
تا دل به ساز زمزمهدار دوا رسید
تا دل به ساز زمزمهدار دوا رسید هرجا دلی شکست بهگوشم صدا رسید هرجا به یاد سرو تو اندیشه وارسید از دل صدای کوکوی قمری…
تا چند به هر عیب و هنر طعنهزنیها
تا چند به هر عیب و هنر طعنهزنیها سلاخ نهای، شرمی ازبن پوستکنیها چونسبحه درفنمعبدعبرت چهجنون است ذکر حق و برهم زدن و سرشکنیها چندانکه…
تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان
تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان مشتی به جبهه مالم از آن خاک آستان زین محفل جنون چقدر ربط میدهد آیینه محو…
پیرو تسلیم باش آخر به جایی میرسی
پیرو تسلیم باش آخر به جایی میرسی از سر ما گر قدم سازی به پایی میرسی کاروانها میرود زبن دشت بیگرد سراغ میشوی گم تا…
پرواز بی نشانی دارد دماغ جاهم
پرواز بی نشانی دارد دماغ جاهم بشکن غبار امکان تا بشکنی کلاهم سر رشتهٔ جنونم گیسوی کیست یا رب شد دهر سنبلستان از پیچ و…
پر افشاندهام با اوج عنقا گفتگو دارد
پر افشاندهام با اوج عنقا گفتگو دارد غبار رفته از خود با ثریا گفتگو دارد زبان سبزه زان خط دلافزا گفتگو دارد دهان غنچه زان…





