غزلیات بیدل
تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد
تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد مپرس از بازگشتن قاصد ما رفتنی دارد تجرد هم دپن محفل خجالت میکند سامان جهان تاگفتگو…
تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است
تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است به حال شورش دریا زبان موج گواه است ز برق حادثه آرام نیست معتبران را درتن قلمرو شطرنج کشت…
آدمیکاثار تنزیهش رجوع خاک بود
آدمیکاثار تنزیهش رجوع خاک بود دست اگر بر خویش میزد زین وضوها پاک بود خاک ماکز وهم رفعت ننگ پستی میکشد گر تنزلکردی از اوج…
اجابتی ندمید از دعایکس به دو دست
اجابتی ندمید از دعایکس به دو دست مگر سبو شکندگردن عسس به دو دست ز عجز ساختهام با هوای عالم پوچ منو دلیکه چو دندانگرفته…
تا ز گرد انتظارت مستفیدم کردهاند
تا ز گرد انتظارت مستفیدم کردهاند روسفید الفت از چشم سفیدم کردهاند نوبهار گردش رنگ تماشا نیستم از قدم آیینهٔ شوق جدیدم کردهاند نغمهام اما…
تا خامهوار خود را از سعی وا نداریم
تا خامهوار خود را از سعی وا نداریم مژگان قدم شمار است هر چند پا نداریم ناموس بی نیازی مهر لب سوالست کم نیست حاجت…
تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن
تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن پنبه شد خاکستر از شور مکرر سوختن هستی عشّاق از آیین جهان دیگر است بسته جز…
پیش چشمیکه نورعرفان نیست
پیش چشمیکه نورعرفان نیست گر بود آسمان نمایان نیست عمرها شد، دمیده است آفاق بیلباسی هنوز عریان نیست شمع راگر به فکرخویش سریست تاکف پاش…
پی تحقیق کسانی که گرو تاختهاند
پی تحقیق کسانی که گرو تاختهاند همه چون صبح به خمیازه نفس باختهاند عاجزیکسبکمال استکه یکسر چو هلال تیغبازان تعین سپر نداختهاند حسن خورشید ازل…
پر هما چه کند بخت اگر دگرگون شد
پر هما چه کند بخت اگر دگرگون شد اطاقه است دم ماکیان چو واژون شد در اهل مزبله کسب کمال کناسیست نباید اینهمه مقبول عالم…





