غزلیات بیدل
زبس به خلوت حسن توبارآینه است
زبس به خلوت حسن توبارآینه است نگاه هر دو جهان در غبار آینه است هجوم چاکگل آغوش شبنم است اینجا بهار هم چقدر دلفگار آینه…
ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شد
ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شد محیط اگر نشدی قطره هم نخواهی شد به بحر قطره ز تشویش خشکی آزاد است اگر عدم شده…
ز صد ابرام بیش است انفعال چشم حیرانم
ز صد ابرام بیش است انفعال چشم حیرانم ادب پروردهٔ عشقم نگه را ناله میدانم تماشای دو رنگی برنمیدارد حباب من نظر تا بر تو…
ز دل چون غنچه یک چاک گریبانگیر میخواهم
ز دل چون غنچه یک چاک گریبانگیر میخواهم گشاد کار خود بیناخن تدبیر میخواهم نیام مخمور می کز قلقل مینا به جوش آیم سیه مست…
ز چشم بینگه بودم خرابآباد غارتها
ز چشم بینگه بودم خرابآباد غارتها چه لازم در دل دوزخ نشستن از شرارتها سوادنامه همکمنیست در منع صفای دل به حیرانی مژه برداشتمکردم عمارتها…
ز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشت
ز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشت زبان خامهٔ ما هر چه گفت لغزش داشت سحاب مزرعهٔ رنگ ما و من دیدم نهسن بود…
ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد
ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد به شوخیهای نازت بزم امکان تنگ میگردد طلسم حیرتی دارد تماشاگاه اسرارت که هرکس میرود هشیارآنچا دنگ…
ره مقصدی که گم است و بس به خیال می سپری عبث
ره مقصدی که گم است و بس به خیال می سپری عبث توبه هیچ شعبه نمیرسی چه نشسته میگذری عبث ز فسانه سازی این وآنگه…
رمی’ بیتابیی، تغییر رنگی،گردش حالی
رمی’ بیتابیی، تغییر رنگی،گردش حالی فسردی بیخبر، جهدی که شاید واکنی بالی به رنگ غنچه نتوان عافیت مغرور گردیدن پریشانی بود تفصیل هر جمعیت اجمالی…
رساندهایم درین عرصهٔ خیال آهنگ
رساندهایم درین عرصهٔ خیال آهنگ چو شمع ناوک آهی به شوخی پر رنگ ز ناامیدی دلها دلت چه غم دارد شکست ساغر و میناست طبل…





