ره مقصدی که گم است و بس به خیال می ‌سپری عبث

ره مقصدی که گم است و بس به خیال می ‌سپری عبث توبه هیچ شعبه نمی‌رسی چه نشسته می‌گذری عبث ز فسانه سازی این وآنگه…

Continue Reading...

رمی‌’ بیتابیی‌، تغییر رنگی‌،‌گردش حالی

رمی‌’ بیتابیی‌، تغییر رنگی‌،‌گردش حالی فسردی بیخبر، جهدی که شاید واکنی بالی به رنگ غنچه نتوان عافیت مغرور گردیدن پریشانی بود تفصیل هر جمعیت اجمالی…

Continue Reading...

رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگ

رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگ چو شمع ناوک آهی به شوخی پر رنگ ز ناامیدی دلها دلت چه غم دارد شکست ساغر و میناست طبل…

Continue Reading...

ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زاده‌اند

ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زاده‌اند جز به دیدار تو چشم هیچکس نگشاده اند خلق آنسوی فلک پر می‌زند اما هنوز چون نفس از…

Continue Reading...

دوش کز سیر بهار سوختن سر بر زدم

دوش کز سیر بهار سوختن سر بر زدم صد گل و سنبل چو شمع از دود دل بر سر زدم پای تا سر نشئه‌ام از…

Continue Reading...

دو روزی گو به خون گل کرده باشد چشم نمناکم

دو روزی گو به خون گل کرده باشد چشم نمناکم تری تا گم شد از خاکم ز هر آلودگی پاکم گزند هستی باطل علاجی نیست…

Continue Reading...

دلها تامل آینهٔ حسن مطلقند

دلها تامل آینهٔ حسن مطلقند چندانکه می‌زنند نفس شاهد حقند طبعت مباد منکر موهومی مثال کاین نقشها به خانهٔ آیینه رونقند چون گردباد فاخته‌های ریاض…

Continue Reading...

دل گمگشته‌ای دارم چه می‌پرسی ز احوالش

دل گمگشته‌ای دارم چه می‌پرسی ز احوالش دو عالم گر بود آیینه ناپیداست تمثالش گره‌گردیدن من نیست بی‌عرض پریشانی گل است اظهار تفصیلی‌که باشد غنچه…

Continue Reading...

دل را به یاد روی کسی یاد می‌کنم

دل را به یاد روی کسی یاد می‌کنم آیینه کرده‌ام گم و فریاد می‌کنم بوی پیامی از چمن جلوه می‌رسد از دیده تا دل آینه…

Continue Reading...

دل پیش نظر گیر سر و برگ نمو ‌کن

دل پیش نظر گیر سر و برگ نمو ‌کن گر مایل نازی سوی این آینه روکن شایستهٔ تسلیم یقین سجدهٔ‌کس نیست ای ننگ عبادت عرقی…

Continue Reading...