چشم ‌وا کن ششجهت یارست و بس

چشم ‌وا کن ششجهت یارست و بس هر چه خواهی‌ دید، دیدارست‌ و بس سبحه بر زنار وهمی بسته‌اند این‌گره‌ گر واشود تارست و بس…

Continue Reading...

جولان جنون آخر بر عجز رسا بستم

جولان جنون آخر بر عجز رسا بستم چون ریگ روان امروز بر آبله پا بستم هر کس ز گل این باغ آیین دگر می‌بست من…

Continue Reading...

جنون‌کی قدردان‌کوه و هامون می‌کند ما را

جنون‌کی قدردان‌کوه و هامون می‌کند ما را همان فرزانگی روزی دومجنون می‌کند ما را نفس هر دم‌زدن صدصبح محشر فتنه می‌خندد هوای باغ موهومی چه…

Continue Reading...

جگری آبله زد تخم غمی پیدا شد

جگری آبله زد تخم غمی پیدا شد دلی آشفت غبار المی پیدا شد صفحهٔ‌سادهٔ هستی خط‌ نیرنگ نداشت خیرگی کرد نظرها رقمی پیدا شد نغمهٔ…

Continue Reading...

جایی‌که‌نه فلک ز حیا سر فکنده است

جایی‌که‌نه فلک ز حیا سر فکنده است چون‌گل چمن دماغی اقبال خنده است دیدیم دستگاه غرور سبکسران سرمایهٔ کلاه .همه فتم کنده است منصوبهٔ خرد…

Continue Reading...

تویی‌که غیر دلم هیچ‌جا مقام تو نیست

تویی‌که غیر دلم هیچ‌جا مقام تو نیست اگر نگین دمد آفاق جای نام تو نیست جهات‌کون و مکان چون نگاه اشک‌آلود هنوز آبله پایی و…

Continue Reading...

تنش را پیرهن چون‌گل دمید افسون عریانی

تنش را پیرهن چون‌گل دمید افسون عریانی قبای لاله‌گون افزود بر رنگش درخشانی جنون حسن از زنجیر هم خواهدگذشت آخر خطش امروز بر تعلیق می‌پیچد…

Continue Reading...

تدبیر عنان من پر شور نگیرد

تدبیر عنان من پر شور نگیرد هر پنبه سر شیشهٔ منصور نگیرد دارد ز سر و برگ غنا دامن فقرم چینی‌ که به مویی سر…

Continue Reading...

تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید

تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن برید سر به‌گریبان‌کشید گوی شکفتن برید غنچه قبا نوگلی مست جنون می رسد تا نشود پایمال رنگ…

Continue Reading...

آخر ز سجده‌ ام عرق جبهه سر کشید

آخر ز سجده‌ ام عرق جبهه سر کشید غواصی محیط ادب این‌ گهر کشید چندانکه شور صبح قیامت شود بلند امروز پنبه بایدم از گوش…

Continue Reading...