فسون جاه عذر لنگ سازد پرفشانی را

فسون جاه عذر لنگ سازد پرفشانی را به غلتانی رساند آب درگوهر روانی را چوگل‌دروقت پیری می‌کشی خمیازهٔ‌حسرت مکن ای غنچه صرف خواب شبهای جوانی…

Continue Reading...

فتیله‌ای به دل بیخبر ز داغ افروز

فتیله‌ای به دل بیخبر ز داغ افروز علاج خانهٔ تاربک‌ کن چراغ افروز ز باده برق عتاب آب دادنت ستم است که‌ گفت چهره برافروز…

Continue Reading...

غفلت آهنگم ز ساز حیرت ایجادم مپرس

غفلت آهنگم ز ساز حیرت ایجادم مپرس پنبه تا گوشت نیفشارد ز فریادم مپرس مدعای عجزم از وضع خموشی روشن است لب‌گشودن می‌دهد چون ناله…

Continue Reading...

غبار ره شو و سرکوب صد حشم برخیز

غبار ره شو و سرکوب صد حشم برخیز شه قلمرو فقری به این علم برخیز به فیض عام ز امید قطع نتوان ‌کرد زبخت خفته…

Continue Reading...

عمری‌ست ناز دیدهٔ تر می‌کشیم ما

عمری‌ست ناز دیدهٔ تر می‌کشیم ما از اشک‌، انتظارگهر می‌کشیم ما تسخیرحسن درخور حیرت‌نگاهی است صید عجب به دام نظرمی‌کشیم ما دامن‌کشان ز ناز به…

Continue Reading...

عمرگذشته بر مژه‌ام اشک بست و رفت

عمرگذشته بر مژه‌ام اشک بست و رفت پرواز صبح‌، بیضهٔ شبنم شکست و رفت از خود تهی شوید و ز اوهام بگذرید خلقی درین محیط…

Continue Reading...

عشق مطرب‌زاده‌ای بر ساز و تقوا زور کرد

عشق مطرب‌زاده‌ای بر ساز و تقوا زور کرد دانهٔ تسبیح را زاهد خر طنبور کرد با همه واماندگی روزی دو آزادی خوش‌ست خانه را نتوان…

Continue Reading...

عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند

عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند جز مژه‌ گردی نشد از کوشش بسمل بلند هستی موهوم ما در حسرت ایجاد سوخت سایه‌واری هم نگردیدیم…

Continue Reading...

عالم همه داغست و ندارد اثر داغ

عالم همه داغست و ندارد اثر داغ در لاله‌ستان نیست‌کسی را خبر داغ دل قابل‌گل‌کردن اسرار جنون نیست در زبر سیاهی است هنوزم سحر داغ…

Continue Reading...

طرب در این باغ می‌خرامد ز ساز فرصت پیام بر لب

طرب در این باغ می‌خرامد ز ساز فرصت پیام بر لب ز نرگس اکنون مباش غافل‌که نی‌گرفته‌ست جام بر لب اگر به معنی رسیده باشی…

Continue Reading...