چمن طراز شکوه جهان نیرنگم

چمن طراز شکوه جهان نیرنگم مسلّم است چو طاووس سکهٔ رنگم ز نیستان تعلق به صد هزار گره نیی نرست ‌که ‌گردد حریف آهنگم دل…

Continue Reading...

چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبند

چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبند ساغر بزم تحیر شو لب از آواز بند موج آب‌ گوهر از ننگ تپیدن فارغ است لاف عزلت می‌زنی…

Continue Reading...

جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابش

جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابش نبرد این شعله را خوابی‌ که خاکستر زند آبش هوای ‌کعبهٔ تحقیق داری ساز تسلیمی سجود بسمل اینجا…

Continue Reading...

جنون بینوایان هرکجا بخت‌آزما گردد

جنون بینوایان هرکجا بخت‌آزما گردد به سر موی پریشان سایهٔ بال هماگردد دمی بر دل اگر پیچی‌کدورتها صفاگردد نبالد شورش از موجی‌که‌گوهر آشناگردد درشتی را…

Continue Reading...

جزو موزون اعتدال جوهر کل می‌شود

جزو موزون اعتدال جوهر کل می‌شود چون شود مینا صدای‌ کوه قلقل می‌شود جام الفت بسکه بر طاق نزاکت چیده‌اند دور لطف از باد برگشتن…

Continue Reading...

جایی‌ که شکوه‌ها به صف زیر و بم رسد

جایی‌ که شکوه‌ها به صف زیر و بم رسد حلوای آشتی است دو لب‌گر به هم رسد پوشیدن است چشم ز خاک غبارخیز زان سفله…

Continue Reading...

توان اگر همه دوران آسمان گردید

توان اگر همه دوران آسمان گردید به‌گرد خواهش یک دل نمی‌توان‌گردید جه حرصها که نشد جمع تا به خود چیدیم هوس متاعی ما عاقبت دکان‌گردید…

Continue Reading...

تمثال خیالیم چه زشتی چه نکویی

تمثال خیالیم چه زشتی چه نکویی ای آینه بر ما نتوان بست دورویی ناموس حیا بر تو بنازدکه پس از مرگ با خاک اگر حشر…

Continue Reading...

تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف

تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف در هیچ حال با نفس آیینه نیست صاف هم صحبتان به بازی شطرنج سرخوشند تا نگذرد مزاج…

Continue Reading...

تار پیراهن حیاست نگاه

تار پیراهن حیاست نگاه کاسهٔ چشم را صداست نگاه حیرت آیینهٔ زمینگیری‌ست مژه تا نیست بی‌عصاست نگاه شبنم من به وصل گل چه کند که…

Continue Reading...