غزلیات بیدل
برگ عیش من به ساز بیخودی آماده است
برگ عیش من به ساز بیخودی آماده است چون بط می بال پروازم ز موج باده است نقش پایم ناتوانیهای من پوشیده نیست بیشتر از…
بر یار اگر پیام دل تنگ میفرستم
بر یار اگر پیام دل تنگ میفرستم به امید بازگشتن همه رنگ میفرستم در صلح میگشاید ز هجوم ناتوانی مژهوار هر صفی را که به…
بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن
بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن پشت دست و روی دست الله خواهی یافتن جستجوی هر چه باشد مدعا خاص است و بس…
بجاستشکوهٔ ما تا ره فغان خالیست
بجاستشکوهٔ ما تا ره فغان خالیست زمین پراست دلش بسکه آسمان خالیست سراغ بلبل ما زین چمن مگیرومپرس خیال ناله فروش است و آشیان خالیست…
باز وحشیجلوهایدر دیده جولانکرد و رفت
باز وحشیجلوهایدر دیده جولانکرد و رفت از غبارم دستبر همسوده سامانکرد و رفت پرتو حسنی چراغ خلوت اندیشه شد در دل هر ذره صد خورشید…
بار ما عمریست دوش چشم حیران میکشد
بار ما عمریست دوش چشم حیران میکشد محملاجزای ما چون شمع مژگان میکشد ناتوانان مغتنم دارید وضع عاجزی کزغرورطاقت آسودن به جولان میکشد ما ضعیفان…
با صد حضور باز طلبکارت آمدم
با صد حضور باز طلبکارت آمدم دست چمن گرفته به گلزارت آمدم جمعیتی دلیل جهان امید بود خوابیدم و به سایهٔ دیوارت آمدم شغل نیاز…
اینقدر نقشیکهگلکرد از نهان و فاش ما
اینقدر نقشیکهگلکرد از نهان و فاش ما صرفرنگیداشتبیرون صدفنقاش ما جمع دار از امتحان جیب عریانی دلت دستما خالیترست ازکیسهٔ قلاش ما زبن سلیمانی که…
ایگرد تکاپوی سراغ نو نشانها
ایگرد تکاپوی سراغ نو نشانها واماندة اندیشهٔ راه توگمانها حیرت نگه شوخی حسن تو نظرها خامش نفس عرض ثنای تو زبانها اشکیست ز چشم تر…
ای مردهٔ تکلف از کیف و کم برون آ
ای مردهٔ تکلف از کیف و کم برون آ گاهی به رغم دانش، دیوانه هم برون آ تا ازگلت جز ایثار رنگی دگر نخندد سرتا…





