رمز آشنای معنی هر خیره‌سر نباشد

رمز آشنای معنی هر خیره‌سر نباشد طبع سلیم فضل است ارث ‌پدر نباشد غفلت بهانه مشتاق خوابت فسانه مایل بر دیده سخت ظلم است ‌گر…

Continue Reading...

رسانده است به آن انجمن ز ما نرسیدن

رسانده است به آن انجمن ز ما نرسیدن هزار قافله آهنگ و یک دعا نرسیدن نفس‌کشد چقدر محمل غرور تردد به یک دوگام ره وهم…

Continue Reading...

دیده‌ای راکه به نظاره دل محرم نیست

دیده‌ای راکه به نظاره دل محرم نیست مژه برهم زدن از دست تاسف ‌کم نیست موج در آب‌گهر آینهٔ همواری‌ست دل اگر جمع شود کار…

Continue Reading...

دوش چون نی سطر دردی می‌چکید از خامه‌ام

دوش چون نی سطر دردی می‌چکید از خامه‌ام ناله‌ها خواهد پر افشاند ازگشاد نامه‌ام شمع را جز سوختن آینه‌دار هوش نیست پنبهٔ گوشست یکسر سوز…

Continue Reading...

دهر، توفان دارد از طبع جنون پیمای من

دهر، توفان دارد از طبع جنون پیمای من قلقلی دزدیده است این بحر از مینای من نیست خالی یک کف خاک از غبار وحشتم چون…

Continue Reading...

دلم چو غنچه در آغوش ‌‌عافیت تنگ است

دلم چو غنچه در آغوش ‌‌عافیت تنگ است ز خواب ناز سرم چون‌گهر ته سنگ است نمی‌توان طرف خوب و زشت عالم بود خوشا طبیعت…

Continue Reading...

دل‌ گر نه داغ عشق فروزد کباب ‌کن

دل‌ گر نه داغ عشق فروزد کباب ‌کن در خانه‌ای ‌که‌ گنج نیابی خراب کن نامحرم کرشمهٔ الفت کسی مباد باب ترحمیم زمانی عتاب‌ کن…

Continue Reading...

دل را به خیال خط او سیر فرنگیست

دل را به خیال خط او سیر فرنگیست این آینه صاحب‌نظر از سرمهٔ زنگیست غافل مشو از سیر تماشاگه داغم هر برگ گلی زین چمن…

Continue Reading...

دل پا شکسته حق طلب‌، به رهت چگونه ادا کند

دل پا شکسته حق طلب‌، به رهت چگونه ادا کند که چو موج‌،‌ گوهرش از ادب‌، ندویدن آبله‌پا کند نفس رمیده گر از خودم نشود…

Continue Reading...

دل انجمن صد طرب ازیاد وصالست

دل انجمن صد طرب ازیاد وصالست آبادکن خانهٔ آیینه خیالست کی فرصت عیش ست درین باغ‌که‌گل را گر گردش‌رنگ‌است‌همان‌گردش سالست ای ذره مفرسای به پرواز…

Continue Reading...