غزلیات بیدل
شبی کز خیال توگل چیده بودم
شبی کز خیال توگل چیده بودم هماغوش صد جلوه خوابیده بودم چرا آبگوهر نباشد غبارم به راه تو یک اشک غلتیده بودم نهان از تو…
تا کی ستم کند سر بیمغز بر تنم
تا کی ستم کند سر بیمغز بر تنم زین بار عبرت آبله دوشست گردنم طفلیگذشت و رفت جوانی هم از نظر پیرم کنون و جان…
شب حسرت دیدار توام دام کمین شد
شب حسرت دیدار توام دام کمین شد هر ذره ز اجزای من آیینهنگین شد خاکستر از اخگر چقدر شور برآورد دل سفرخت به رنگیکهکبابم نمکین…
سوخته لالهزار من رفته گل از کنار من
سوخته لالهزار من رفته گل از کنار من بیتو نه رنگم و نه بو ای قدمت بهار من دوش نسیم مژدهای گل به سر امید…
سعی دیر و حرم بهانهٔ ما
سعی دیر و حرم بهانهٔ ما برد ما را زآستانهٔ ما بسکه در پردهٔ دل افسردیم تار شد شوخی ترانهٔ ما حرف زلف مسلسلی داریم…
سران ز نسخهٔ تسلیم باب بردارید
سران ز نسخهٔ تسلیم باب بردارید جبین به خاک نهید انتخاب بردارید جمال مقصد سعی جهان معاینه است ز نقش پا نفسی گر نقاب بردارید…
سخن ز مشق ادب موج گوهرش گیربد
سخن ز مشق ادب موج گوهرش گیربد کم است لغزش خط گر به مسطرش گیرید به بستن مژه ختم است درس علم و عمل همین…
سپند بزم تو تا بیقرار گردد و نالد
سپند بزم تو تا بیقرار گردد و نالد تپیدن از دل من آشکار گردد و نالد هزارکعبه و لبیک محو شوقپرستی کهگرد دل چونفس یکدوبارگردد…
زین گلستان نیستم محتاج دامن چیدنی
زین گلستان نیستم محتاج دامن چیدنی میبرد چون رنگم آخر بیقدم گردیدنی از ندامتکاری ذوق طرب غافل نیام صدگریبان میدرد بوی گل از بالیدنی عمرها…
زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها
زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها رگ برگگل ازعکس تو درآیینه جوهرها سر سودایی ما را غم دستارکی پیچد کههمچون غنچهاز بویت بهتوفانمیرود سرها…





