غزلیات بیدل
نشستهای ز دل تنگ بر در تصدیع
نشستهای ز دل تنگ بر در تصدیع دمیکه واشود این قفل عالمیست وسیع به خویش گر نرسی آنقدر غرابت نیست که سرکشیدهای از کارگاه صنع…
نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست
نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست غنچهها را خامشی شیرازهٔ بال و پرست هیچکس را حاصل جمعیت ازاسباب نیست بحر را هم موج بیتابی…
ندارد ساز این محفل مخالف پرده آهنگی
ندارد ساز این محفل مخالف پرده آهنگی چمن فریاد بلبل میکند گر بشکنی؟نگی از این کهسار مگذر بیادب کز درد یکرنگی پری در شیشه نالدگر…
نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ
نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ عبرتی بیرون چکیدهست از فشار چشم تنگ صدر استغنای یار آمادهٔ تعظیم ماست یک…
میروم هر جا به ذوق عافیت اندوختن
میروم هر جا به ذوق عافیت اندوختن همچو شمعم زاد راهی نیست غیر از سوختن زخم دل از چاره جوییهای ما بیپرده شد این گریبان…
موج گوهرطینتان، گر شوخی افزون کردهاند
موج گوهرطینتان، گر شوخی افزون کردهاند پای درد دامن سری از جیب بیرون کردهاند کهکشان دیدی شکست رنگ هم فهمیدنیست بیخودان در لغزش پا سیر…
من خاکسار گردن ز کجا بلند کردم
من خاکسار گردن ز کجا بلند کردم سر آبله دماغی ته پا بلند کردم در و بام اوج عزت چقدر شکست پستی که غبار هرزه…
مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را
مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را ز غفلت میپرستی چند چون زردشت، آتش را به ترک ظلم، ظالم برنگردد از مزاج خود همان…
مسلمان گشتم و هیچ از میان نگسست زنارم
مسلمان گشتم و هیچ از میان نگسست زنارم بقدر سبحه گردیدن کمرها بست زنارم خرابات محبت از اسیران ظرف میخواهد خط پیمانهای دارد قدح در…
مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشد
مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشد که بال افشاندنم خمیازهٔ یاد قفس باشد به منزل چون رسد سرگشتهای کز نارساییها بیابان مرگ حیرت…





