شبنم صبح از چمن آبله دل می‌رود

شبنم صبح از چمن آبله دل می‌رود عیش عرق می‌کند خنده خجل می‌رود مخمصهٔ زندگی فرصت ماکرد تنگ عیش والم هیچ نیست عمر مخل می‌رود…

Continue Reading...

شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفت

شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفت آنقدر بالید دل‌ کایینه در صحرا گرفت ازدل روشن ملایم طینتی را چاره نیست پنبه خود رایی…

Continue Reading...

یارب چه‌سان‌کنم به هوای دعا بلند

یارب چه‌سان‌کنم به هوای دعا بلند دستی‌ که نیست چون مژه جز بر قفا بلند صد نیستان تهی شدم از خود ولی چه سود هویی…

Continue Reading...

یاد ابروی کجی زد به دل ما ناخن

یاد ابروی کجی زد به دل ما ناخن موج شد بهر جگرکاری دریا ناخن سعی تردستی منعم چقدر پُر زور است می‌شکافد جگر سنگ در…

Continue Reading...

وضع خطوط جبین از قلم مبهمیست

وضع خطوط جبین از قلم مبهمیست شبهه چه خواند کسی د رورق ما نمیست درکلف ‌آباد وهم درد محبت کراست مقتضی دود و گرد گریهٔ…

Continue Reading...

هیچکس چون من درین‌ حرمان‌سرا ناشاد نیست

هیچکس چون من درین‌ حرمان‌سرا ناشاد نیست عمر در دام و قفس ضایع شد و صیاد نیست کیست تا فهمد زبان بینواییهای من از لب…

Continue Reading...

هوس تعین خواجگی‌، به نیاز بنده نمی‌رسد

هوس تعین خواجگی‌، به نیاز بنده نمی‌رسد رگ ‌گردنی که علم کنی‌، به سر فکنده نمی‌رسد ز طنین غلغلهٔ مگس‌، به فلک رسیده پر هوس…

Continue Reading...

همچو شمع از خویش برانداز وحشت برترم

همچو شمع از خویش برانداز وحشت برترم بسکه دامن چیدم از خود زیر پا آمد سرم ناامیدیهای مطلب پر نزاکت نشئه بود از شکست آبرو…

Continue Reading...

هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بست

هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بست باید همه را زین دونفس دل به هوا بست درگلشن ما مغتنم شوق هوایی‌ست ای غنچه در…

Continue Reading...

هرکه انجام غرور من و ما می‌بیند

هرکه انجام غرور من و ما می‌بیند بر فلک نیز همان در ته پا می‌بیند شش‌جهت آینهٔ عرض صواب است اما چشمت از کور دلی…

Continue Reading...