نور دل در کشور آیینه نیست

نور دل در کشور آیینه نیست لیک‌ کس روشنگر آیینه نیست آن خیالاتی‌که دل نقاش اوست طاقت صورتگر آیینه نیست غفلت آخر می‌دهد دل را…

Continue Reading...

نه فخر می‌دمد اینجا نه ننگ می‌بارد

نه فخر می‌دمد اینجا نه ننگ می‌بارد بر این نشان‌که تو داری خدنگ می‌بارد فریب ابر کرم خورده‌ای از این غافل که قطره قطره همان…

Continue Reading...

نه با سازهوس جوشد نه برکسب هنرپیچد

نه با سازهوس جوشد نه برکسب هنرپیچد طبیعت چون رسا افتد به معنی بیشتر پیچد به این آشفتگی ما را کجا راحت چه جمعیت هوای…

Continue Reading...

نمی‌باشد چو من در کسوت تجرید عریانی

نمی‌باشد چو من در کسوت تجرید عریانی که سر تا پا به رنگ سوزنم چشمی و مژگانی ندارد آه حسرت جز دل خون بسته سامانی…

Continue Reading...

نقش ما شد وبال یکتایی

نقش ما شد وبال یکتایی برد طاووس عرض عنقایی نفس‌ آمد برون جنون ‌به ‌بغل کرد آشفته‌گرد صحرایی چیست ما و من تو در عالم…

Continue Reading...

نفس ثبات ندارد به شست ‌کار نویس

نفس ثبات ندارد به شست ‌کار نویس شکسته است قلم نسخه اعتبار نویس جریدهٔ رقم اعتبارها خاک است تو هم خطی به سر لوح این…

Continue Reading...

نشنیده حرف چند که ما گوش‌ کرده‌ایم

نشنیده حرف چند که ما گوش‌ کرده‌ایم تا لب گشوده‌ایم فراموش کرده‌ایم درد دلیم ء‌مور دو عالم غبار ماست اما زیارت لب خاموش کرده‌ایم تسلیم…

Continue Reading...

نسبت لعل‌ که داد این همه سامان صدف

نسبت لعل‌ که داد این همه سامان صدف شور در بحر فکنده است نمکدان صدف عرق شرم همان مهر لب اظهار است بخیه دارد ز…

Continue Reading...

ندارد ساز صحبتها بساط عافیت چیدن

ندارد ساز صحبتها بساط عافیت چیدن ازین الفت فریبان صلح‌کن چندی به رنجیدن تعلق هر قدر کمتر حصول راحت افزونتر وداع ساز بیخوابی ست موی…

Continue Reading...

نامم هوس نگین ندارد

نامم هوس نگین ندارد نظمم چو نفس زمین ندارد همت چه فرازد از تکلف دامان سپهر چین ندارد هستی جز شبهه نیست لیکن بر شبهه…

Continue Reading...