غزلیات بیدل
در دلی اما به قصد اشکم افسون میکنی
در دلی اما به قصد اشکم افسون میکنی سر ز جیب صد هزار آیینه بیرون میکنی جز تغافلهای نازت دستگاه ناله چیست مصرع چندی که…
در جگر صد رنگ توفان کردهایم
در جگر صد رنگ توفان کردهایم تا سرشکی نذر مژگان کردهایم حیرت از طاووس ما پر میزند وحشتی را نرگسستان کردهایم اخگر ما پردهٔ خاکسترست…
در این ادبکده جز سر به هیچ جا مگذار
در این ادبکده جز سر به هیچ جا مگذار جهان تمام زمین دل است پا مگذار چو خامه تا نکشی خفّت نگونساری به حرف هیچکس…
داغ عشقم چارهجوییها کبابم میکند
داغ عشقم چارهجوییها کبابم میکند سوختن منتگذار از ماهتابم میکند در محیط دشمن من انفعال ناکسی است زان سرکو بهر راندن شرم آبم میکند کاش…
خیال زلف که واکرد راه در زنجیر
خیال زلف که واکرد راه در زنجیر که عجز نالهٔ ما کنده چاه در زنجیر به محفل تو که غیرت ادبپرست حیاست ز جوهر آینه…
خودگدازی غمکیفیت صهبای من است
خودگدازی غمکیفیت صهبای من است خالی از خویش شدن صورت مینای من است عبرتم، سیر سراغم همه جا نتوانکردن چشم بر خاک نظر دوخته، جویای…
خندهام صبحی به صد چاکگریبان آشناست
خندهام صبحی به صد چاکگریبان آشناست گریه سیلابی به چندین دشتو دامان آشناست سایهام را میتوان چون زلف خوبان شانهکرد بسکه طبع من به صد…
خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورش
خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورش گشت در گرد یتیمی خشک آب گوهرش گر به این شوخی کند عکس تو سیر آینه میتپد برخود…
خاکستری نماند ز ما تا هوا برد
خاکستری نماند ز ما تا هوا برد دیگر کسی چه صرفه ز تاراج ما برد نقش مراد مفت حریفی کزین بساط چون شعله رنگ بازد…
حیرتیم اما به وحشتها هماغوشیم ما
حیرتیم اما به وحشتها هماغوشیم ما همچوشبنم با نسیم صبح همدوشیم ما هستی موهوم مایک لبگشودن بیش نیست چونحباب از خجلت اظهار خاموشیم ما شور…





