گرد عجزم‌، خوشخرامان سرفرازم کرده‌اند

گرد عجزم‌، خوشخرامان سرفرازم کرده‌اند سجده‌واری داشتم گردون‌طرازم کرده‌اند رنگی از شوخی ندارد حیرت آیینه‌ام اینقدرها گلرخان تعلیم نازم کرده‌اند صافی دل بیخودی پیمانه‌ای در…

Continue Reading...

گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد

گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد سرمشق رم از عالم اسباب نگیرد با تشنه ‌لبی ساز و مخور آبی از این بحر تا حلق تو…

Continue Reading...

گر چراغ ازنفس سوخته بر می‌کردم

گر چراغ ازنفس سوخته بر می‌کردم شب هنگامهٔ تشویش سحر می‌کردم آرزو در غم نامحرمی فرصت سوخت کاشکی سیرگریبان شرر می‌کردم گرد اوهام رهایی نشکستم…

Continue Reading...

گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآرد

گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآرد جنونی انشا کند تحیر که عالمی را ز من برآرد خیال هر چند پر فشاند…

Continue Reading...

گداز امن درین انجمن کم افتادست

گداز امن درین انجمن کم افتادست به خانه‌ای که تویی سقف آن خم افتادست ز سعی اگر همه ناخن شوی چه خواهی‌کرد گره به رشتهٔ…

Continue Reading...

کوتاه نیست سلسلهٔ دود آه ما

کوتاه نیست سلسلهٔ دود آه ما آشفتگی به زلف‌که واگرد راه ما صاف‌طرب ز هستی مادردکلفت‌است دارد نفس چو آینه روز سیاه ما دریاد جلوهٔ…

Continue Reading...

کنون‌که می‌گذرد عیش چون نسیم زباغ

کنون‌که می‌گذرد عیش چون نسیم زباغ چوگل خوش آنکه زنی دست در رکاب ایاغ ز شبنم ‌گلم این نکته نقد آگاهیست که‌گرد آبله پایی شکسته‌اند…

Continue Reading...

کسی در بندغفلت‌مانده‌ای چون من‌ندید اینجا

کسی در بندغفلت‌مانده‌ای چون من‌ندید اینجا دو عالم یک درباز است و می‌جویم‌کلید اینجا سرا‌غ منزل مقصد مپرس ازما زمینگیران به سعی نقش پا راهی…

Continue Reading...

کتاب عافیتی قیل و قال باب تو نیست

کتاب عافیتی قیل و قال باب تو نیست ببند لب‌ که جز این نقطه انتخاب تو نیست برون دل نتوان یافت هرچه خواهی یافت کدام‌گنج‌که…

Continue Reading...

قید الفت هستی وحشت آشیانیهاست

قید الفت هستی وحشت آشیانیهاست شمع تا نفس دارد شیوه پرفشانیهاست شانه را به ‌گیسویش طرفه همزبانیهاست سرمه را به چشم او، الفت آشیانی هاست…

Continue Reading...