نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد

نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد نفس‌گر ریشه پیدا می‌کند ننگ از زمین دارد عدم سرمایه‌ایم از دستگاه ما چه می‌پرسی شرار از نقد هستی یک…

Continue Reading...

نه دیر مانع و نی‌کعبه حایل افتادست

نه دیر مانع و نی‌کعبه حایل افتادست ره خیال تو در عالم دل افتادست فسون عشق به جام نیاز، ناز چه ریخت که حسن سرکش…

Continue Reading...

نمی‌گویم قیامت جوش زن یا شور توفان شو

نمی‌گویم قیامت جوش زن یا شور توفان شو ز قدرت دست بردار آنچه بتوانی شدن آن شو برآر از عالم تمثال امکان رخت پیدایی تو…

Continue Reading...

نگه واری بس است از جیب عبرت سر برآوردم

نگه واری بس است از جیب عبرت سر برآوردم شرار بی‌دماغ آخر ندارد پر زدن هر دم گریبان می‌درم چون صبح و برمی‌آیم از مستی…

Continue Reading...

نقاب عارض گلجوش کرده‌ای ما را

نقاب عارض گلجوش کرده‌ای ما را تو جلوه داری و روپوش‌کرده‌ای ما را ز خود تهی‌شدگان‌گر نه از تو لبریزند دگر برای چه آغوش‌کرده‌ای ما…

Continue Reading...

نفس آشفته می‌دارد چوگل جمعیت ما را

نفس آشفته می‌دارد چوگل جمعیت ما را پریشان می‌نویسدکلک موج احوال دریا را در این وادی‌که می‌بایدگذشت از هرچه پیش آید خوش‌آن رهروکه در دامان…

Continue Reading...

نشد دراین درسگاه عبرت به‌فهم چندین رساله پیدا

نشد دراین درسگاه عبرت به‌فهم چندین رساله پیدا جنون سوادی‌که‌کردم امشب ز سیر اوراق لاله پیدا صبا زگیسوی مشکبارت اگر رساند پیام چینی چو شبنم…

Continue Reading...

نزیبد پرده فانوس دیگر شمع سودا را

نزیبد پرده فانوس دیگر شمع سودا را مگردرآب چون یاقوت‌گیرند آتش ما را دل آسودهٔ ما شور امکان در قفس دارد گهر دزدیده‌است اینجاعنان موج‌دریا…

Continue Reading...

نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوث

نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوث شیشه‌ای‌داشت قدم‌آمده بر سنگ حدوث نیست تمهید خزان در چمن دهر امروز بر قدیم است زهم ریختن رنگ حدوث…

Continue Reading...

نالهٔ ما شیوه‌ها امشب به بر آورده است

نالهٔ ما شیوه‌ها امشب به بر آورده است نخل ماتم نوحهٔ چندی ثمر آورده است آبیار ریشهٔ حسرت خیال لعل ‌کیست هر مژه صد خوشه…

Continue Reading...