غزلیات بیدل
ساغرم بی تو داغ می گردد
ساغرم بی تو داغ می گردد نقش پای چراغ میگردد لالهسان هرگلی که می کارم آشیان کلاغ میگردد دور این بزم رنگگردانیست ششجهت یک ایاغ…
زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد
زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد از گاو فلک صبح مگر شیر بدوشد آربشکر و فر دونان همه پوچست زان پوست مجو مغز…
زندگی نقد هزار آزارست
زندگی نقد هزار آزارست هرقدر کم شمری بسیارست دل جمعی که توان گفت کجاست غنچه هم یک سر و صد دستارست به شمار من و…
زشوخی چشم منتاکی به روی غیرواباشد
زشوخی چشم منتاکی به روی غیرواباشد نگه باید به خود پیچد اگرصاحب حیا باشد تصور میتپد در خون تحیر میشود مجنون چه ظلم است اینکه…
زاهد،کهبادش، آفت ایمان شکست و ریخت
زاهد،کهبادش، آفت ایمان شکست و ریخت تا شیشه بشکند دل مستان شکست و ریخت شب با سواد زلفتو زد لاف همسری صبحشبهسنگتفرقهدندانشکست و ریخت بر…
ز نفس اگر دو روزی به بقا رسیده باشی
ز نفس اگر دو روزی به بقا رسیده باشی چو نسیم گل هوایی به هوا رسیده باشی ز خیال خویش بگذر چه مجاز، کو حقیقت…
ز سودای چشم تو تا کام گیرم
ز سودای چشم تو تا کام گیرم دو عالم فروشم دو بادام گیرم شهید وفایم ز راحت جدایم نه مردم به ذوقی که آرام گیرم…
ز درد تشنهلبیها در این محیط سراب
ز درد تشنهلبیها در این محیط سراب دلی گداختهایم و رسیدهایم به آب تأملیکه چه دارد تلاش محرمیات شکست آینه را جلوهکردهاند خطاب حصول ریشهٔ…
ز تحقیق نقوش لوح امکان رفع شککردم
ز تحقیق نقوش لوح امکان رفع شککردم به چشمم هر چه زین صحرا سیاهیکرد حککردم ز وحشت بس که بودم بیدماغ سیر این گلشن شرر…
ز بس جوش اثر زد ازتب شوق تو یاربها
ز بس جوش اثر زد ازتب شوق تو یاربها فلک در شعله خفت ازشوخی تبخالکوکبها درین محفلکهدارد خامشی افسانهٔ راحت به هم آوردن مژگان بود…





