مخمل و دیبا حجاب هستی رسوا نشد

مخمل و دیبا حجاب هستی رسوا نشد چشم می‌پوشم‌ کنون پیراهنی پیدا نشد در فرامشخانهٔ امکان چه علم و کو عمل سعی باطل بود اینجا…

Continue Reading...

مپرسید از نگین شاه و اقبال نفس‌ کاهش

مپرسید از نگین شاه و اقبال نفس‌ کاهش به چندین کوچه افکنده‌ست سعی نام در چاهش خودآرایی به دیهیم زر و یاقوت می‌نازد ز ماتم…

Continue Reading...

ما و نگاه شرمگین از تک و تاز دوختن

ما و نگاه شرمگین از تک و تاز دوختن آبله سا به پای عجز چشم نیاز دوختن ضبط نفس زکف مده فرصت چاره نازک است…

Continue Reading...

لغزشی خورده ز پا تا سر ما

لغزشی خورده ز پا تا سر ما خنده دارد خط بی‌مسطر ما ذره پر منفعل اظهار است کو هیولا وکجا پیکر ما می‌نهد بر خط…

Continue Reading...

گل‌کردن هوس ز دل صاف تهمت است

گل‌کردن هوس ز دل صاف تهمت است موج و حباب چشمهٔ آیینه حیرت است ما را که بستن مژه باشد دلیل هوش چشم‌گشاده آینهٔ خواب…

Continue Reading...

گرنه شرابم چرا ساقی خون خودم

گرنه شرابم چرا ساقی خون خودم زلف نی‌ام از چه رو دام جنون خودم شعلهٔ یاقوت من در غم پرواز سوخت رنگی اگر بشکنم بال…

Continue Reading...

گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق ‌کرد

گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق ‌کرد دستی نداشت طاقت‌، جیبم چنین‌ که شق‌ کرد دل تشنهٔ جنونهاست از وهم و ظن مپرسید زین دست…

Continue Reading...

گر قناعت را توانی داد سامان نگین

گر قناعت را توانی داد سامان نگین پشت ناخن نیز دارد در کفت شان نگین ای حباب از خود فروشی شرم باید داشتن یک نفس…

Continue Reading...

گر چنین بخت نگون عبرت ‌کمین پیدا شود

گر چنین بخت نگون عبرت ‌کمین پیدا شود هر قدر سر بر فلک سایم زمین پیدا شود هیچکس محرم نوای سرنوشت شمع نیست جای خط…

Continue Reading...

گر به این ساز است دور از وصل جانان زبستن

گر به این ساز است دور از وصل جانان زبستن زنده‌ام من‌ هم به آن ننگی ‌که نتوان زبستن انفعالم می‌کشد از سخت جانیها مپرس…

Continue Reading...