غزلیات بیدل
جهدکنکه دل ز هوس پایمال شک نشود
جهدکنکه دل ز هوس پایمال شک نشود اینکتاب علمیقین نقطهایست حک نشود رنگ مهرگیتی اگر دیدی از هوس بگذر این جلب گلی که زند غیر…
جنون آنجاکه میگردد دلیل وحشت دلها
جنون آنجاکه میگردد دلیل وحشت دلها بهفریاد سپند ازخود برون جستهستمحفلها به امیدکدامین نغمه مینالی درین محفل تپیدن داشت آهنگیکه خونکردند بسملها تلاش مقصدت برد…
جز عافیتم نیست به سودای تو ننگی
جز عافیتم نیست به سودای تو ننگی ای خاک برآن سرکه نیرزید به سنگی انجام خرام تو شکار افکن دل بود ازسرو، چمن هم به…
جای آن استکه بالد گهر شان صدف
جای آن استکه بالد گهر شان صدف بحر در قطرگی اینجا شده مهمان صدف عزلت از حادثهٔ دهر برون تاختن است موج دریا نشود دست…
تو محو خواب و در سیرکنفکان بازست
تو محو خواب و در سیرکنفکان بازست مبند چشمکه آغوش امتحان بازست درین طربکده حیف است ساز افسردن گره مشوکه زمین تا به آسمان بازست…
تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد
تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد مپرس از بازگشتن قاصد ما رفتنی دارد تجرد هم دپن محفل خجالت میکند سامان جهان تاگفتگو…
تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است
تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است به حال شورش دریا زبان موج گواه است ز برق حادثه آرام نیست معتبران را درتن قلمرو شطرنج کشت…
آدمیکاثار تنزیهش رجوع خاک بود
آدمیکاثار تنزیهش رجوع خاک بود دست اگر بر خویش میزد زین وضوها پاک بود خاک ماکز وهم رفعت ننگ پستی میکشد گر تنزلکردی از اوج…
اجابتی ندمید از دعایکس به دو دست
اجابتی ندمید از دعایکس به دو دست مگر سبو شکندگردن عسس به دو دست ز عجز ساختهام با هوای عالم پوچ منو دلیکه چو دندانگرفته…
تا ز گرد انتظارت مستفیدم کردهاند
تا ز گرد انتظارت مستفیدم کردهاند روسفید الفت از چشم سفیدم کردهاند نوبهار گردش رنگ تماشا نیستم از قدم آیینهٔ شوق جدیدم کردهاند نغمهام اما…





