غزلیات بیدل
خلقیست محو خود به تماشای آینه
خلقیست محو خود به تماشای آینه من نیز داغم از ید بیضای آینه بیچاره دل چه خون که ز هستی نمیخورد تنگ است از نفس…
خداوندا به آن نور نظر در دیده جا بنما
خداوندا به آن نور نظر در دیده جا بنما به قدر انتظار ما جمال مدعا بنما نه رنگی از طربداریم و نی ازخرمن بویی چمنگمکردهایم…
خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمید
خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمید جوهر آینه واسوخت که زنگار دمید دل تهی گشت ز خود کون و مکان دایره بست نقطه تا…
حیرت دمد از شوخی گل کردن رازم
حیرت دمد از شوخی گل کردن رازم در آینه جوهر شکند نغمهٔ سازم چون غنچه سر زانوی تسلیمکه دارم صد جبهه به خون میتپد از…
حسن بیشرم ازهجوم بوالهوس محشر شود
حسن بیشرم ازهجوم بوالهوس محشر شود ایمن ازگلچین نباشد باغ چون بیدر شود سادهلوحیهای دل عمریست سرمشق غناست آرزویارب مباد این صفحه را مسطر شود…
حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا
حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا دل ز نوبت جمعکن پر بیدرنگ است آسیا سعی روزی با بلای بیامان جوشیدن است بیشتر درگردش از…
چیست گردون کاینقدر در خلق غوغا ریخته
چیست گردون کاینقدر در خلق غوغا ریخته سرنگون جامی به خاک تیره صهبا ریخته گرد ما صد بار از صحرای امکان رفتهاند تا قضا رنگی…
چون صبح دارم از چمنی رنگ جستهای
چون صبح دارم از چمنی رنگ جستهای گرد شکستهای به هوا نقش بستهای گل کردهای ز مصرع برجستهٔ نفس یک سکته در دماغ تامل نشستهای…
چون ربشه در این باغ به افسون دمیدن
چون ربشه در این باغ به افسون دمیدن سر بر نکشی تا نخوری پای دویدن تا فاش شود معنیگلزار حقیقت از رفتن رنگ آینه باید…
چو من به دامگه عبرت او فتاده کمی
چو من به دامگه عبرت او فتاده کمی قفس شکستهٔ بی بال دانه در عدمی نفس بهکسوت سیماب مضطرم دارد نه آشنای راحت و، نه…





