شور صد صحرا جنون‌گرد نمکدان شما

شور صد صحرا جنون‌گرد نمکدان شما ای قیامث صبح‌خیز لعل خندان شما چشم‌آهو حلقهٔ گرداب بحرحیرت است درتماشای رم وحشی غزالان شما عشرت‌ازرنگ‌است هرجاگل‌بساط‌آراشود مفت…

Continue Reading...

شمع بزمت چه قدم بردارد

شمع بزمت چه قدم بردارد پای ما آبلهٔ سر دارد گل این باغ گریبان‌چاک‌ست خنده از زخم که باور دارد در تکلیف تبسم مگشای دهن…

Continue Reading...

شررواری ز فرصت رو نمای خویش می‌جویم

شررواری ز فرصت رو نمای خویش می‌جویم نگاه واپسینم خونبهای خویش می‌جویم به غیر از خانمان‌سوزی مقامی نیست عاشق را چو آتش ‌گوشهٔ داغی برای…

Continue Reading...

تا نفس ما ومن غبارنبود

تا نفس ما ومن غبارنبود همه بودیم و غیر یار نبود نخل این باغ را به‌کسوت شمع جز گداز خود آبیار نبود سعی پرواز آشیان…

Continue Reading...

تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار

تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار جام می‌خواهم در این میخانه یک طاووس‌دار سوختن می‌بالد آخر از کف افسوس من دامنی بر…

Continue Reading...

شب چشم امتیازی بر خویش باز کردم

شب چشم امتیازی بر خویش باز کردم آیینهٔ تو دیدم چندان که نازکردم فریاد ناتوانان محو غبار عجز است رنگی به رخ شکستم عرض نیازکردم…

Continue Reading...

سوخت دل در محفل تسلیم و از جا برنخاست

سوخت دل در محفل تسلیم و از جا برنخاست شمع را آتش ز سر برخاست ازپا برنخاست در تماشاگاه عبرت پر ضعیف افتاده ایم بی‌عصا…

Continue Reading...

سری‌نبودبه وحشت‌زبزم‌جستن‌مارا

سری‌نبودبه وحشت‌زبزم‌جستن‌مارا فشار تنگی دلها شکست دامن ما را چواشک بی سر و پایی جنون شوق‌که‌دارد زکف نداد دویدن عنان دیدن ما را رسیده‌ایم ز…

Continue Reading...

سراغ عیش ز عمر نمانده می‌گیرم

سراغ عیش ز عمر نمانده می‌گیرم اثر ز آتش در آب رانده می‌گیرم رمید فرصت و من غرهٔ خیال‌ که من سوار توسن برق جهانده…

Continue Reading...

سخت موهوم‌است نقش پردهٔ اظهارما

سخت موهوم‌است نقش پردهٔ اظهارما حیرت است آیینه‌دارپشت و روی کار ما چون‌نگه در خانهٔ چشم خیال اقتاده‌ایم سایهٔ مژگان تصورکن در و دیوار ما…

Continue Reading...