نه تنها ناامید وصل یارم دورم از دل هم

نه تنها ناامید وصل یارم دورم از دل هم زبس حرمان نصیبم پیش من لیلی‌ست محمل هم حضور عافیت از فکر خویشم برنمی‌آرد درین بحر…

Continue Reading...

نمی‌دانم ز گلزارش چه گل چیده‌ست حیرانی

نمی‌دانم ز گلزارش چه گل چیده‌ست حیرانی به چشمم می‌کند موج پر طاووس مژگانی شوم محو فنا تا خاک آن ره بر سرم باشد مباد…

Continue Reading...

نکرد ضبط نفس راز وحشتم مستور

نکرد ضبط نفس راز وحشتم مستور چو بوی‌گل شدم آخر به خاموشی مشهور ز جلوهٔ تو چه‌گوید زبان حیرت من که هست جوهر آیینه درسخن…

Continue Reading...

نفس را شور دل از عافیت بیگانه‌ای دارد

نفس را شور دل از عافیت بیگانه‌ای دارد ز راحت دم مزن زنجیر ما دیوانه‌ای دارد غبارم در عدم هم می‌تپد گرد سر نازی چراغم…

Continue Reading...

نشئهٔ هستی به دور جام پیری نارساست

نشئهٔ هستی به دور جام پیری نارساست قامت خم گشته خط ساغر بزم فناست اهل معنی در هجو‌م اشک‌، عشرت چیده‌اند صبح را در موج…

Continue Reading...

نشاند بر مژه اشک ز هم‌گسستهٔ ما را

نشاند بر مژه اشک ز هم‌گسستهٔ ما را تحیرکه به این رنگ بست دستهٔ ما را؟ هزار آبله دادیم عرض لیک چه حاصل فلک فکند…

Continue Reading...

نداشت دیده من بی‌تو تاب خندهٔ صبح

نداشت دیده من بی‌تو تاب خندهٔ صبح ز اشک داد چو شبنم جواب خندهٔ صبح تبسم‌ گل زخم جگر نمک دارد قیامتی است نهان در…

Continue Reading...

نباشد یاد اسباب طرف وحشت‌گزینی را

نباشد یاد اسباب طرف وحشت‌گزینی را شکست دامنم بر طاق نسیان ماند چینی را ز احسان جفا تمهید گردون نیستم ایمن که افغان‌کرد اگر برداشت…

Continue Reading...

میی‌که شوخی رنگش جنون افلاک است

میی‌که شوخی رنگش جنون افلاک است به خاتم قدح ما نگین ادراک است خمیر قالب من بود لای خم‌ کامروز کسی که ریشه دوانید در…

Continue Reading...

موی دماغ جاه و حشم حل نمی‌شود

موی دماغ جاه و حشم حل نمی‌شود فغفور خاک‌گشت و سرش‌کل نمی‌شود ما و من هوسکدهٔ اعتبار خلق تقریر مهملی است‌که مهمل نمی‌شود زبن گرد…

Continue Reading...