غزلیات بیدل
به عجز کوش ز نشو و نما چه میجویی
به عجز کوش ز نشو و نما چه میجویی به خاک ریشهٔ توست از هوا چه میجویی دل گداخته اکسیر بینیازیهاست گداز درد طلب، کیمیا…
به ساز نیستی بستهست شور ما و من بارش
به ساز نیستی بستهست شور ما و من بارش بهارت بلبلی دارد که شکل لاست منقارش خجالت با دماغ بید مجنون بر نمیآید جهانی زحمت…
به ذوق سجدهٔ او از عدم گلباز میآیم
به ذوق سجدهٔ او از عدم گلباز میآیم چه شوقست اینکه یک پیشانی و صد ناز میآیم تحیر نامهها دارم، هزار آیینه دربارم خیال آهنگ…
به خوان لذت دنیاگزند بسیار است
به خوان لذت دنیاگزند بسیار است ترنجبینی اگر هست بر سر خار است به باد رفتهٔ ذوق فضولییم همه سر هوا طلبیها حباب دستار است…
به پیری هم نیام غافل ز عشق آنکمان ابرو
به پیری هم نیام غافل ز عشق آنکمان ابرو حضور قامت خم گشته ایماییست زان ابرو دم تیغی چو اشک از خون من رنگین نمی…
به امید فنا تاب وتب هستیگوارا شد
به امید فنا تاب وتب هستیگوارا شد هوای سوختن بال و پر پروانهٔ ما شد فکندیم از تمیز آخر خلل درکار یکتایی بدل شد شخص…
بعد ازین از صحبت این دیو مردم رم کنم
بعد ازین از صحبت این دیو مردم رم کنم غول چندی در بیابان پرورم آدمکنم در مزاج بدرگان جز فحش کم دارد اثر زخم سگ…
بسکه رازعجز ما بالید پنهان زیرپوست
بسکه رازعجز ما بالید پنهان زیرپوست یک قلم چون آبلهگشتیم عریان زیرپوست گرشکست رنگ ما دیدی ز حال مپرس نامهٔ مجنون ندارد غیر عنوان زیر…
بسکه امشب بیتوام سامان اعضا آتش است
بسکه امشب بیتوام سامان اعضا آتش است گر همه اشکی فشانم تا ثریا آتش است شوخی آهم به دل سرمایهٔ آرام نیست سوختن صهباست نرمی…
بزم تصور توکدورت ایاغ نیست
بزم تصور توکدورت ایاغ نیست یعنی چو مردمک شب ما بیچراغ نیست سرگشتگان با نقش قدم خطکشیدهاند در کارگاه شعلهٔ جواله داغ نیست جیب نفسشکاف…





