غزلیات بیدل
محفل هستی به تحریک دلی آراستند
محفل هستی به تحریک دلی آراستند دانهای در شوخی آمد حاصلی آراستند ذره تا خورشید بالافشانانداز فناست عرصهٔ امکان ز رقص بسملی آراستند عقدهٔ کار…
مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موج
مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موج چو اشک عرض گهر دیدهام به دامن موج جهان ز وحشت من رنگ امن میبازد محیط بسمل یأس است…
ما را نه غروریست نه فرّی نه کلاهی
ما را نه غروریست نه فرّی نه کلاهی خاکیم به زیر قدم خویش نگاهی آنجا که قناعت کند ایجاد تسلی گرم است سرکوه به زیر…
گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام
گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام به حیرتم که چها میکند خیال توام مزاج شوقم از آب وگل تسلی نیست جنون سرشته غبار رم غزال…
گفتگو صد رنگ ناکامی دماند ازکامها
گفتگو صد رنگ ناکامی دماند ازکامها وصل هم موهوم ماند از شبههٔ پیغامها غیر دیر وکعبه هم صد جا تمنا میکند زندگی یک جامهوار و…
گرکماندار خیالت در زه آرد تیر را
گرکماندار خیالت در زه آرد تیر را هر بن مو چشم امیدی شود نخجیر را یاد رخسارت جبین فکر را آیینه ساخت حرف زلفتکرد سنبل…
گر نیست در این میکدهها دور تمامی
گر نیست در این میکدهها دور تمامی قانع چو هلالیم به نصف خط جامی در ملک قناعت به مه و مهر مپرداز گر نان شبی…
گر دهد رنگ تماشای تو پرواز نگاه
گر دهد رنگ تماشای تو پرواز نگاه خیل طاووس توان ریخت ز پرواز نگاه قید یک حلقهٔ زنجیر خیالیاست محال دیده تا چندکند منع جنونتاز…
گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد
گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد این داغ دل اولیست که در سینه نباشد صد عمر ابد هیچ نیرزد بهگذشتن امروز خوشی هست اگر…
گذشتهام به تنک ظرفی از مقام حباب
گذشتهام به تنک ظرفی از مقام حباب خم محیط تهیکردهام به جام حباب جهان به شهرت اقبال پوچ میبالد تو هم بهگنبدگردون رسان پیام حباب…





