زیر گردون طبع آزادی نوایی برنخاست

زیر گردون طبع آزادی نوایی برنخاست بسکه پستی‌داشت این‌گنبد صدایی برنخاست هرکه دیدیم از تعلق در طلسم سنگ بود یک شرر آزاده‌ای از خود جدایی…

Continue Reading...

زندگی تمهید اسباب فناست

زندگی تمهید اسباب فناست ما و من افسانهٔ خواب فناست غافلان تا چند سودای غرور جنس این دکان همه باب فناست مست ومخمورخیال ازخود روید…

Continue Reading...

زبن سجدهٔ خود دار تفاخر چه فروشم

زبن سجدهٔ خود دار تفاخر چه فروشم در راه تو افتاده سرم لیک به دوشم چون موج‌گهر پای من و دامن حیرت سعی طلبی بود…

Continue Reading...

زان بهار ناز حیرانم چه سامان کرده‌ام

زان بهار ناز حیرانم چه سامان کرده‌ام چون ‌گل امشب تا گریبان‌ گل به دامان‌ کرده‌ام بوی ‌گل می‌آید از کیفیت پرواز من بال و…

Continue Reading...

ز علم و عمل نکته‌ها گوش‌ کردم

ز علم و عمل نکته‌ها گوش‌ کردم ندانم چه خواندم فراموش کردم خطوط هوس داشت اوراق امکان مژه لغزشی خورد مغشوش‌ کردم گر این انفعال…

Continue Reading...

ز دهر نقد تو جز پیچ وتاب دشوار است

ز دهر نقد تو جز پیچ وتاب دشوار است خیال‌،‌گو مژه بربند، خواب دشوار است دل گداخته دعوتسرای جلوهٔ اوست فروغ مهر نیفتد در آب‌،…

Continue Reading...

ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز است

ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز است چو شبنم آبلهٔ ما شرار مهمیز است دماغ منت عشرت‌کراست زین محفل خوشم‌ که خندهٔ مینای می نمکریز…

Continue Reading...

ز بسکه شور جنون‌گشت برق‌کلبهٔ هوشم

ز بسکه شور جنون‌گشت برق‌کلبهٔ هوشم به رنگ حلقهٔ زنجیر سوخت پردهٔ‌ گوشم چو طفل اشک مپرس از لباس خرمی من به صدهزار تپش کرده‌اند…

Continue Reading...

ز آهم نخل حسرت شعله بالاست

ز آهم نخل حسرت شعله بالاست چراغ مرده را آتش مسیحاست به خاموشی سر هر مو زبانی‌ست ز حیرت جوهر آیینه‌گویاست دل فرهاد آب تیغ‌…

Continue Reading...

روزگاری شد که از اهل وفا دل برده‌اند

روزگاری شد که از اهل وفا دل برده‌اند رخت خود زین بحر گوهرها به ساحل برده اند ماضی از مستقبل این انجمن پر می‌زند آنچه…

Continue Reading...