غزلیات بیدل
سراغت از چمن کبریا که میپرسد
سراغت از چمن کبریا که میپرسد به وهم گرد کن آنجا ترا که میپرسد معاملات نفس هر نفس زدن پاکست حساب مدت چون و چرا…
سخت جانی از من محزون که باور داشتهست
سخت جانی از من محزون که باور داشتهست زندگانی بی تو این مقدار لنگر داشتهست خار خار موج در خونم قیامت میکند خنجر نازتنمیدانم چهجوهر…
سبکساریست هرگه در نظرها بیدرنگ آیی
سبکساریست هرگه در نظرها بیدرنگ آیی به این جرات مبادا چون شرر مینا به سنگ آیی به انداز تغافل نیم رخ هم عالمی دارد چرا…
زین عبارات جنون تحقیق بیناموس نیست
زین عبارات جنون تحقیق بیناموس نیست شیشه گو صد رنگ توفان کن پری طاووس نیست اتحاد آیینهدار، رنگ اضدادست و بس هر کجا لبیک وادزدد،…
زهی ز روی تو آیینه آفتاب میر
زهی ز روی تو آیینه آفتاب میر نگه به سیر جبین تو موج ساغر شیر به عالمی که تویی نارساست کوششها وگرنه نالهٔ عاشق نمیکند…
زمینگیری ز جولانم چه امکانست وادارد
زمینگیری ز جولانم چه امکانست وادارد بروبرفتن ز خود چون شمع ر هرعضوپا دارد خط طومار یاهن آرایش مهر جفا درد به رنگ شاخ گل…
زبرگردون آنچه ازکشت تو و من میرسد
زبرگردون آنچه ازکشت تو و من میرسد دانه تا آید به پیش چشم خرمن میرسد زبن نفسهاییکه از غیبت مدارا می کنند غره ی فرصت…
ز هر مو دام بر دوشم گرفتار اینچنین باید
ز هر مو دام بر دوشم گرفتار اینچنین باید ز خاطرها فراموشم سبکبار اینچنین باید به سر خاک تمنا در نظرهاکرد حیرانی بنای عجز ما…
ز شور حیرت من گوش عالمی باز است
ز شور حیرت من گوش عالمی باز است نگه به پردهٔ چشمم هجوم آواز است درین طربکده شوق ذره تا خورشید به هرچه مینگری با…
ز دشت بیخودی میآیم از وضع ادب دورم
ز دشت بیخودی میآیم از وضع ادب دورم جنونی گر کنم ای شهریان هوش معذورم ز قدر عاجزیها غافلم لیک اینقدر دانم که تا دست…





