صد بیابان جنون آن طرف هوش خودم

صد بیابان جنون آن طرف هوش خودم اینقدر یاد که کرده‌ست فراموش خودم ذوق آرایشم از وضع سلامت دور است چون صدف‌ خسته دل از…

Continue Reading...

صبا ای پیک مشتاقان قدم فهمیده نه سویش

صبا ای پیک مشتاقان قدم فهمیده نه سویش که رنگم می‌پرد گر می‌تپد گرد از سرکویش نفس تا می‌کشم در نالهٔ زنجیر می‌غلتم گرفتارم نمی‌دانم…

Continue Reading...

شورحاجت تاکی ازحرص دو دل باید شنید

شورحاجت تاکی ازحرص دو دل باید شنید یک عرق حرف ازجبین منفعل باید شنید نیک‌و بد سربرخط تسلیم فرمان قضاست این صدا از ریزش خون…

Continue Reading...

شمعها زبن‌انجمن بی‌صرفه‌تازان رفته‌اند

شمعها زبن‌انجمن بی‌صرفه‌تازان رفته‌اند هر طرف سر بر هوا سوی‌گریبان رفته‌اند آشنایی با قماش بوی پیراهن‌کراست کاروانها با نگاه پیر کنعان رفته اند حسن یکتایی…

Continue Reading...

شعلهٔ بی‌بال وپر سجده گر اخگر است

شعلهٔ بی‌بال وپر سجده گر اخگر است سعی چو پستی گرفت، آبله ی پا، سر است باعث لاف غرور نیست جز اسباب جاه دعوی پروازها…

Continue Reading...

شبی‌که بی‌توجهان را به یاس تنگ برآرم

شبی‌که بی‌توجهان را به یاس تنگ برآرم ز ناله‌ای ‌که ‌کنم ‌کوه را ز سنگ برآرم چه دولتی‌ست‌ که در یاد آن بهار تبسم نفس…

Continue Reading...

تا محرم طبیعت بلبل نمی‌شوی

تا محرم طبیعت بلبل نمی‌شوی رنگ آشنای خاصیت گل نمی‌شوی تا نیست وقف هر سر مویت محرفی جوهر شناس تیغ تغافل نمی‌شوی پست است نردبان…

Continue Reading...

شب‌ که از جوش خیالت بزم‌ گلشن تنگ بود

شب‌ که از جوش خیالت بزم‌ گلشن تنگ بود برهوا چون نکهت‌گل آشیان رنگ بود بعد ازبن از سایه باید دید عرض آفتاب تا تغافل…

Continue Reading...

سودیم سراپا و به پایی نرسیدیم

سودیم سراپا و به پایی نرسیدیم از خویش گذشتیم و بجایی نرسیدیم کردیم گل از عالم اندیشهٔ قدرت دستی که به دامان دعایی نرسیدیم شیرینی‌گفتار…

Continue Reading...

سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفت

سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفت آسا هر سود‌ن ‌دست‌اندکی ‌ز خویش رفت عالم اسباب هستی چون عدم چیزی نداشت هر که ‌را دیدیم…

Continue Reading...