ما و من شور گرفتاریهاست

ما و من شور گرفتاریهاست ربشهٔ دانهٔ زنجیر صداست ازگل و سبزه این باغ مپرس عالمی پا به‌ گل و سر به هواست . قید…

Continue Reading...

لاف ما و من یکسر دعوی خداییهاست

لاف ما و من یکسر دعوی خداییهاست خاک‌گرد و بر لب مال ایا چه بی‌حیاییهاست اوج جاه خلقی را بی‌دماغ راحت‌کرد بیشتر سر این بام…

Continue Reading...

گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است

گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است کز بار جلوه رنگ بهارت شکسته است از ضعف انتظار تو در دیدهٔ ترم سررشته نگاه چو مژگان ‌گسسته…

Continue Reading...

گرنه مشت خاکم از اشک ندامت تر شود

گرنه مشت خاکم از اشک ندامت تر شود ششجهت اجزای بی‌شیرازگی دفتر شود گر مثالی پرده بردارد ز بخت تیره‌ام صفحهٔ آیینه ماتمخانهٔ جوهر شود…

Continue Reading...

گرد وحشت بسکه بر هم چیده است اجزای من

گرد وحشت بسکه بر هم چیده است اجزای من رفتن رنگی تواندکرد خالی جای من کیست‌گردد مانع انداز از خود رفتنم شمع مقصد می‌شود چون…

Continue Reading...

گر کمال اختیار خواهم کرد

گر کمال اختیار خواهم کرد نیستی آشکار خواهم کرد جیب هستی قماش رسوایی‌ست به نفس تار تار خواهم کرد صفر چندی‌ گر از میان بردم…

Continue Reading...

گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی می‌رود

گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی می‌رود همچو ابر از نامه‌ام رنگ سیاهی می‌رود بی‌جمالت جز هلاک خود ندارم در نظر مرگ می‌بیند چو آب…

Continue Reading...

گر آینه‌ات محرم زشتی و نکوییست

گر آینه‌ات محرم زشتی و نکوییست جوهر ندهی عرض‌که پر آبله‌ روییست دل را به هوس قابل تحقیق میندیش این حوصله‌مشرب قدحی‌نیست سبوییست از خویش…

Continue Reading...

گاهی به ناله‌ گه به تپش ‌گرد می‌کنم

گاهی به ناله‌ گه به تپش ‌گرد می‌کنم یعنی دل گداخته‌ام‌، درد می‌کنم عمری‌ست‌ گرمی قدحش باده پرور است شیری‌ که چون سحر به نفس…

Continue Reading...

کو فضایی که نفس را ز دل آزاد کنم

کو فضایی که نفس را ز دل آزاد کنم خانه تنگ است برون آیم و فریاد کنم شرم بی‌حاصلی عمر نمی ساز نکرد تا جبینی…

Continue Reading...