غزلیات بیدل
منفعلم برکه برم حاجت خوبش از برتو
منفعلم برکه برم حاجت خوبش از برتو ای قدمت بر سر من چون سر من بر در تو آینهٔکون و مکان حیرت سیر چمن است…
مگو طاق و سرایی کردهام طرح
مگو طاق و سرایی کردهام طرح دل عبرت بنایی کردهام طرح ز نیرنگ تعلقها مپرسید برای خود بلایی کردهام طرح ببینم تا چها میبایدم دید…
مقیدان وفا را ز دل رمیدن نیست
مقیدان وفا را ز دل رمیدن نیست به دامنیکه ته پاست باب چیدن نیست ز ناکسی عرق انفعال تسلیمیم به عرض سجده ما جبهه بیچکیدن…
مژه بهم نزنی آینه به زنگ نگیری
مژه بهم نزنی آینه به زنگ نگیری فضای مشرب دل حیرتست تنگ نگیری خم نگین نخورد نام بینیازی همت حذر که راه سبکتازبت به سنگ…
محو طلبت گردی اگر داشته باشد
محو طلبت گردی اگر داشته باشد آن سوی جهان عرض سحر داشته باشد دل آیهٔ فتحی است ز قرآن محبت زیر و زبر زخمی اگر…
مبصّران حقیقت که سر به سر هوشند
مبصّران حقیقت که سر به سر هوشند به رنگ چشمهٔ آیینه فارغ از جوشند نیاند چون صدف از شور این محیط آگاه ز مغز خشک…
ما غربت آشیانیم ای بلبلان وطن کو
ما غربت آشیانیم ای بلبلان وطن کو هر چند پر فشانیم پرواز آن چمن کو از شمع بزم مقصود نی شعلهایست نی دود باید پری…
لب بیصرفه نوا جهل سبق میباشد
لب بیصرفه نوا جهل سبق میباشد خامه شایان عرق در خور شق میباشد با ادب باش که در انجمن یکتایی دعوی باطلت اندیشهٔ حق میباشد…
گل عجزی تصور کن بهارکبریا بنگر
گل عجزی تصور کن بهارکبریا بنگر ز ما رنگی تراش و در کف پایش حنا بنگر ز سیر موج ، وضع قطره ها پنهان نمیگردد…
گرم نوید کیست سروش شکست رنگ
گرم نوید کیست سروش شکست رنگ کز خویش میروم به خروش شکست رنگ جام سلامت از می آسودگی تهی است غافل مشو ز بادهفروش شکست…





