که دارد جوهر تحقیق حسرتگاه ناموسش

که دارد جوهر تحقیق حسرتگاه ناموسش جهانتاب است شمع و بیضهٔ عنقاست فانوسش تبسم ریز صبحی رفت از گلشن‌ که تا محشر به هر سو…

Continue Reading...

کسی چه شکرکند دولت تمنا را

کسی چه شکرکند دولت تمنا را به عالمی‌که تویی ناله می‌کشد ما را ندرد انجمن یأس ما شراب دگر هم از شکست مگرپرکنیم مینا را…

Continue Reading...

کباب عافیتم بیدماغ افسر جاهم

کباب عافیتم بیدماغ افسر جاهم چو شمع‌ خواب فراغت بس است ترک ‌کلاهم غبار وادی الفت سوار ناز که دارد مقیم سایهٔ بال هماست بخت…

Continue Reading...

قیامت می‌کند حسرت مپرس از طبع نا شادم

قیامت می‌کند حسرت مپرس از طبع نا شادم که من صد دشت مجنون دارم و صد کوه فرهادم زمانی در سواد سایهٔ مژگان تأمل کن…

Continue Reading...

قاصد به حیرت‌کن ادا تمهید پیغام مرا

قاصد به حیرت‌کن ادا تمهید پیغام مرا کز من نمی‌ماند نشان گر می‌بری نام مرا حرفی‌ست نیرنگ بقا، نشنیده‌گیر این ماجرا می نیست جز رنگ…

Continue Reading...

فغان‌ که فرصت دام تلاش چیدن رفت

فغان‌ که فرصت دام تلاش چیدن رفت پی‌گذشتن عمر آنسوی رسیدن رفت چوشمع‌سربه هوآ سوخت جوهرتحقیق چه جلوه‌ها که نه درپیش پا ندیدن رفت ز…

Continue Reading...

فریاد جهان سوخت نفس سعی ‌کمندش

فریاد جهان سوخت نفس سعی ‌کمندش تا سرمه رسانید به مژگان بلندش از حیرت راه طلبش انجم و افلاک گم‌ کرد صدا قافلهٔ زنگله بندش…

Continue Reading...

غنچه در فکر دهانت ‌گوشه‌گیر خسته‌ای‌ست

غنچه در فکر دهانت ‌گوشه‌گیر خسته‌ای‌ست گوهر ازسودای لعلت سر به دامن بسته‌ای‌ست نسبت خاصی‌ست اهل عشق را با جور حسن زخم ما و تیغ…

Continue Reading...

غبارم برنمی‌خیزد ازین صحرای خوابیده

غبارم برنمی‌خیزد ازین صحرای خوابیده اسیرم همچو جولان در طلسم پای خوابیده به غیر از نقش پا جایی ندارد جاده پیمایی تو هم ته جرعه‌ای…

Continue Reading...

عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ

عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ عالم همه افسانهٔ ما دارد و ما هیچ زبر و بم وهم است چه‌ گفتن چه شنیدن…

Continue Reading...