ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی

ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی گاهی ز غم مجنون شدی گاهی ز محنت خون شدی در عشق تو چون دم زدم…

Continue Reading...

در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی

در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی باده تنها نیست این آمیختی آمیختی بار دیگر توبه‌ها را سوختی درسوختی بار دیگر فتنه را انگیختی انگیختی چون…

Continue Reading...

بیچاره کسی که می ندارد

بیچاره کسی که می ندارد غوره به سلف همی‌فشارد بیچاره زمین که شوره باشد وین ابر کرم بر او نبارد باری دل من صبوح مستست…

Continue Reading...

هر روز بگه ای شه دلدار درآیی

هر روز بگه ای شه دلدار درآیی جان را و جهان را شکفانی و فزایی یا رب چه خجسته‌ست ملاقات جمالت آن لحظه که چون…

Continue Reading...

مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی

مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی خویش من و پیوندی نی همره و مهمانی شیری است که می‌جوشد خونی است نمی‌خسبد خربنده…

Continue Reading...

یار مرا چو اشتران باز مهار می‌کشد

یار مرا چو اشتران باز مهار می‌کشد اشتر مست خویش را در چه قطار می‌کشد جان و تنم بخست او شیشه من شکست او گردن…

Continue Reading...

روی تو چو نوبهار دیدم

روی تو چو نوبهار دیدم گل را ز تو شرمسار دیدم تا در دل من قرار کردی دل را ز تو بی‌قرار دیدم من چشم…

Continue Reading...

صبح است و صبوح است بر این بام برآییم

صبح است و صبوح است بر این بام برآییم از ثور گریزیم و به برج قمر آییم پیکار نجوییم و ز اغیار نگوییم هنگام وصال…

Continue Reading...

صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود

صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود درد جان‌ها سوی هامون می‌رود چشم دل بگشا و در جان‌ها نگر چون بیامد چون شد و چون می‌رود جامه…

Continue Reading...

کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدر

کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدر گر با یکی نسازی آید یکی دگر زین خانه گر روم من و خانه تهی کنم آید یکی…

Continue Reading...