پیش کش آن شاه شکرخانه را

پیش کش آن شاه شکرخانه را آن گهر روشن دردانه را آن شه فرخ رخ بی‌مثل را آن مه دریادل جانانه را روح دهد مرده…

Continue Reading...

آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن

آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن بر مرید مرده خوانم اندراندازد کفن خود مرید من نمیرد کآب حیوان خورده است وانگهان از…

Continue Reading...

به جان تو پس گردن نخاری

به جان تو پس گردن نخاری نگویی می‌روم عذری نیاری بسازی با دو سه مسکین بی‌دل اگر چه بی‌دلان بسیار داری نگویی کار دارم در…

Continue Reading...

آمدم باز تا چنان گردم

آمدم باز تا چنان گردم که چو خورشید جمله جان گردم سر خم رحیق بگشایم سرده بزم سرخوشان گردم عشرت اکنون علم به صحرا زد…

Continue Reading...

باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری

باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری یک نفسی چو بازی و یک نفسی کبوتری همچو دعای صالحان دی سوی اوج می‌شدی…

Continue Reading...

آتشی از تو در دهان دارم

آتشی از تو در دهان دارم لیک صد مهر بر زبان دارم دو جهان را کند یکی لقمه شعله‌هایی که در نهان دارم گر جهان…

Continue Reading...

ای وصل تو اصل شادمانی

ای وصل تو اصل شادمانی کان صورت‌هاست وین معانی یک لحظه مبر ز بنده که نیست بی آب سفینه را روانی من مصحف باطلم ولیکن…

Continue Reading...

بگویم مثالی از این عشق سوزان

بگویم مثالی از این عشق سوزان یکی آتشی در نهانم فروزان اگر می‌بنالم وگر می‌ننالم به کار است آتش به شب‌ها و روزان همه عقل‌ها…

Continue Reading...

ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان

ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان نانی ده و صد بستان‌هاده چه به درویشان بشنو تو ز پیغامبر فرمود که سیم و…

Continue Reading...

جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن

جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن آنک آموخت مرا همچو شرر خندیدن گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم عشق آموخت…

Continue Reading...