روح زیتونیست عاشق نار را

روح زیتونیست عاشق نار را نار می‌جوید چو عاشق یار را روح زیتونی بیفزا ای چراغ ای معطل کرده دست افزار را جان شهوانی که…

Continue Reading...

روز ار دو هزار بار می‌آیی

روز ار دو هزار بار می‌آیی هر بار چو جان به کار می‌آیی از بهر حیات و زنده کردن تو در عالم چون بهار می‌آیی…

Continue Reading...

شکر ایزد را که دیدم روی تو

شکر ایزد را که دیدم روی تو یافتم ناگه رهی من سوی تو چشم گریانم ز گریه کند بود یافت نور از نرگس جادوی تو…

Continue Reading...

شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش

شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش چه باده‌هاست بتم را در آن کدوی ترش به قاصد او ترشست و به جان شیرینش که…

Continue Reading...

من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او

من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او که مست و بیخودم از چاشنی محنت او اگر چو چنگ بزارم از او شکایت نیست که…

Continue Reading...

کجا شد عهد و پیمان را چه کردی

کجا شد عهد و پیمان را چه کردی امانت‌های چون جان را چه کردی چرا کاهل شدی در عشقبازی سبک روحی مرغان را چه کردی…

Continue Reading...

هذا طبیبی، عند الدوآء

هذا طبیبی، عند الدوآء هذا حبیبی، عند الوء هذا لباسی، هذا کناسی هذا شرابی، هذا غذایی هذا انیسی، عندالفراق هذا خلاصی، عند البء قالوا تسلی،…

Continue Reading...

ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف

ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف چون شتران رو به رو پوز نهاده در علف هر طرفی همی‌رسد مست و خراب جوق…

Continue Reading...

یا شبه الطیف لی انت قریب بعید

یا شبه الطیف لی انت قریب بعید جمله ارواحنا تغمس فیما ترید نوبت آدم گذشت نوبت مرغان رسید طبل قیامت زدند خیز که فرمان رسید…

Continue Reading...

تو از خواری همی‌نالی نمی‌بینی عنایت‌ها

تو از خواری همی‌نالی نمی‌بینی عنایت‌ها مخواه از حق عنایت‌ها و یا کم کن شکایت‌ها تو را عزت همی‌باید که آن فرعون را شاید بده…

Continue Reading...