هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر

هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر هین که آمد به تماشای تو دل خون دگر عاشق روی تو را گنبد گردون نکشد…

Continue Reading...

خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد

خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد گرو عشق و جنون شد گهر بحر صفا شد مه و خورشید نظر…

Continue Reading...

گل خندان که نخندد چه کند

گل خندان که نخندد چه کند علم از مشک نبندد چه کند نار خندان که دهان بگشادست چونک در پوست نگنجد چه کند مه تابان…

Continue Reading...

گل سرخ دیدم شدم زعفرانی

گل سرخ دیدم شدم زعفرانی یکی لعل دیدم شدم زر کانی دلم چون ستاره شبی در نظاره به هر برج می‌شد به چرخ معانی چو…

Continue Reading...

رفت عمرم در سر سودای دل

رفت عمرم در سر سودای دل وز غم دل نیستم پروای دل دل به قصد جان من برخاسته من نشسته تا چه باشد رای دل…

Continue Reading...

رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم

رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم هم بی‌دل و بیمارم هم عاشق و سرمستم صد گونه خلل دارم ای کاش یکی بودی با…

Continue Reading...

نه ز عاقلانم که ز من بگیری

نه ز عاقلانم که ز من بگیری خردم تو بردی، چه ز من بگیری؟! نخرم فلک را، بدو حسبه والله من اگر حقیرم، نکنم حقیری…

Continue Reading...

نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر

نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر نه که فلاح توام سرور و سالار مگیر نه که همسایه آن سایه احسان توام تو مرا…

Continue Reading...

نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی

نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی کجا روم که نروید به پیش من دیوی کی دید خربزه زاری لطیف بی‌سرخر که من بجستم عمری ندیده‌ام…

Continue Reading...

قلت له مصیحا یا ملک‌المشرق

قلت له مصیحا یا ملک‌المشرق اقسم بالخالق مثلک لم یخلق قدرک لایعرف وعدک لا یخلف نائلک الاشرف بالک لم یغلق جسمی کالخردله احرقه ذاالوله خلد…

Continue Reading...