در این دم همدمی آمد خمش کن

در این دم همدمی آمد خمش کن که او ناگفته می داند خمش کن ز جام باده خاموش گویا تو را بی‌خویش بنشاند خمش کن…

Continue Reading...

در این سرما و باران یار خوشتر

در این سرما و باران یار خوشتر نگار اندر کنار و عشق در سر نگار اندر کنار و چون نگاری لطیف و خوب و چست…

Continue Reading...

روزی که مرا ز من ستانی

روزی که مرا ز من ستانی ضایع مکن از من آنچ دانی تا با تو چو خاص نور گردم آن نور لطیف جاودانی تا چند…

Continue Reading...

روی تو به رنگریز کان ماند

روی تو به رنگریز کان ماند زلف تو به نقش بند جان ماند گر سایه برگ گل فتد بر تو بر عارض نازکت نشان ماند…

Continue Reading...

از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین

از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین ماننده کاریزی بی‌تیشه و بی‌میتین دل روی سوی جان کرد کای عاشق و ای پردرد بر…

Continue Reading...

ای گشته ز شاه عشق شهمات

ای گشته ز شاه عشق شهمات در خشم مباش و در مکافات در باغ فنا درآ و بنگر در جان بقای خویش جنات چون پیشترک…

Continue Reading...

تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی

تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی ولی چون کعبه برپرد کجا ماند مسلمانی تو سلطانی و جانداری تو هم آنی و آن…

Continue Reading...

ای دهان آلوده جانی از کجا می خورده‌ای

ای دهان آلوده جانی از کجا می خورده‌ای و آن طرف کاین باده بودت از کجا ره برده‌ای با کدامین چشم تو از ظلمتی بگذشته‌ای…

Continue Reading...

به من نگر به دو رخسار زعفرانی من

به من نگر به دو رخسار زعفرانی من به گونه گونه علامات آن جهانی من به جان پیر قدیمی که در نهاد من است که…

Continue Reading...

ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من

ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من وی بس که از آواز قش گم کرده‌ام خرگاه من کی وارهانی زین قشم کی…

Continue Reading...