آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیست

آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیست سخت روان می‌رود سرو خرامان کیست حلقه آن جعد او سلسله پای کیست زلف چلیپا و شش…

Continue Reading...

تو هر روزی از آن پشته برآیی

تو هر روزی از آن پشته برآیی کنی مر تشنه جانان را سقایی تو هر صبحی جهان را نور بخشی که جان جان خورشید سمایی…

Continue Reading...

امروز روز نوبت دیدار دلبرست

امروز روز نوبت دیدار دلبرست امروز روز طالع خورشید اکبرست دی یار قهرباره و خون خواره بود لیک امروز لطف مطلق و بیچاره پرورست از…

Continue Reading...

بازرسید آن بت زیبای من

بازرسید آن بت زیبای من خرمی این دم و فردای من در نظرش روشنی چشم من در رخ او باغ و تماشای من عاقبت امر…

Continue Reading...

اگر آتش است یارت تو برو در او همی‌سوز

اگر آتش است یارت تو برو در او همی‌سوز به شب فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز تو مخالفت همی‌کش تو موافقت همی‌کن…

Continue Reading...

ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک

ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک غلام می‌خری ارزان بها سلام علیک ایا کسی که هزاران هزار جان و روان همی‌کشند ز هر سو…

Continue Reading...

جان و سر تو که بگو بی‌نفاق

جان و سر تو که بگو بی‌نفاق در کرم و حسن چرایی تو طاق روی چو خورشید تو بخشش کند روز وصالی که ندارد فراق…

Continue Reading...

ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده

ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده وی رخت از این جای بدان جای کشیده ای نرگس چشم و رخ چون لاله کجایی از گور…

Continue Reading...

تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی

تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی امروز مکن حیله که آن رفت که دیدی ما را به حکایت به در خانه ببردی بر در…

Continue Reading...

ای خواجه تو چه مرغی نامت چه چرا شایی

ای خواجه تو چه مرغی نامت چه چرا شایی نی پری و نی چری ای مرغک حلوایی مانند شترمرغی گویند بپر گویی من اشترم و…

Continue Reading...