مطربم سرمست شد انگشت بر رق می‌زند

مطربم سرمست شد انگشت بر رق می‌زند پرده عشاق را از دل به رونق می‌زند رخت بربندید ای یاران که سلطان دو کون ایستاده بر…

Continue Reading...

رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود

رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود گرفت ساغر زرین سر سبو بگشود صلای باده جان و صلای رطل گران که می‌دهد به خماران به…

Continue Reading...

سیر نیم سیر نی از لب خندان تو

سیر نیم سیر نی از لب خندان تو ای که هزار آفرین بر لب و دندان تو هیچ کسی سیر شد ای پسر از جان…

Continue Reading...

شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ

شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ تا بود چنین بودی تا باد چنان بادا ای صورت هر شادی اندر دل ما…

Continue Reading...

وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر

وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر روحک روح البقا حسنک نور البصر دشمن تو در هنر شد به مثل دم خر چند بپیماییش نیست فزون…

Continue Reading...

وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید

وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید مور فروشد به گور چتر سلیمان رسید این فلک آتشی چند کند سرکشی نوح به کشتی نشست جوشش طوفان…

Continue Reading...

گهی پرده‌سوزی، گهی پرده‌داری

گهی پرده‌سوزی، گهی پرده‌داری تو سر خزانی، تو جان بهاری خزان و بهار از تو شد تلخ و شیرین توی قهر و لطفش، بیا تا…

Continue Reading...

گویم سخن شکرنباتت

گویم سخن شکرنباتت یا قصه چشمه حیاتت رخ بر رخ من نهی بگویم کز بهر چه شاه کرد ماتت در خرمنت آتشی درانداخت کز خرمن…

Continue Reading...

خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم

خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم پخته و خام تو را گر نپذیرم خامم عاشق هدیه نیم عاشق آن دست توام سنقر دانه…

Continue Reading...

رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی

رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی که آمد نوبت عشرت زمان مجلس آرایی چه باشد جرم و سهو ما به پیش یرلغ…

Continue Reading...