بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سم

بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سم که بنوشت آن مه بی‌کیف دعوت نامه‌ای پیشم روان شد سوی ما کوثر که گنجا نیست ظرف…

Continue Reading...

اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد

اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد نشاط و عیش به باغ بقا توانی کرد اگر به آب ریاضت برآوری غسلی همه کدورت دل…

Continue Reading...

ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم

ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم زان روی که حیرانم من خانه نمی‌دانم ای گشته ز تو واله هم شهر و هم اهل…

Continue Reading...

بیا تا عاشقی از سر بگیریم

بیا تا عاشقی از سر بگیریم جهان خاک را در زر بگیریم بیا تا نوبهار عشق باشیم نسیم از مشک و از عنبر بگیریم زمین…

Continue Reading...

اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد

اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد گر این درخت بخندد از آن بهار چه باشد وگر به پیش من آید خیال یار که چونی…

Continue Reading...

ای کز تو همه جفا وفا شد

ای کز تو همه جفا وفا شد آن عهد و وفای تو کجا شد با روی تو سور شد عزاها بی روی تو سورها عزا…

Continue Reading...

تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی

تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی دو جهان به هم برآید چو جمال خود نمایی تو شراب و ما سبویی تو…

Continue Reading...

اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم

اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم برآور سر ز جود من که لاتأسوا نمودستم اگر فانی شود عالم ز دریایی بود…

Continue Reading...

ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی

ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی چو منی تو خود خود را کی بگوید چو منی من شبم تو مه بدری مگریز از…

Continue Reading...

بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد

بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد دو چشم او به جادویی دو چشم چرخ بردوزد شما دل‌ها نگه دارید مسلمانان که…

Continue Reading...