روی بنما به ما مکن مستور

روی بنما به ما مکن مستور ای به هفت آسمان چو مه مشهور ما یکی جمع عاشقان ز هوس آمدیم از سفر ز راهی دور…

Continue Reading...

ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر

ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر دیوانگان را می‌کند زنجیر او دیوانه‌تر ای عشق شوخ بوالعجب آورده جان را در…

Continue Reading...

شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان

شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان چون ملک ساخته خود را به پر و بال…

Continue Reading...

من پیش از این می‌خواستم گفتار خود را مشتری

من پیش از این می‌خواستم گفتار خود را مشتری و اکنون همی‌خواهم ز تو کز گفت خویشم واخری بت‌ها تراشیدم بسی بهر فریب هر کسی…

Continue Reading...

کس با چو تو یار راز گوید

کس با چو تو یار راز گوید یا قصه خویش بازگوید عاقل کردست با تو کوتاه لیکن عاشق دراز گوید از عشق تو در سجود…

Continue Reading...

هر چند بی‌گه آیی بی‌گاه خیز مایی

هر چند بی‌گه آیی بی‌گاه خیز مایی ای خواجه خانه بازآ بی‌گاه شد کجایی برگ قفس نداری جز ما هوس نداری یکتا چو کس نداری…

Continue Reading...

ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم

ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم جان داده و دل بسته سودای دمشقیم زان صبح سعادت که بتابید از آن سو هر شام و…

Continue Reading...

یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال

یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال کم انادی انظر و نقتبس من نورکم قد رجعنا جانبا من…

Continue Reading...

من دوش به تازه عهد کردم

من دوش به تازه عهد کردم سوگند به جان تو بخوردم کز روی تو چشم برندارم گر تیغ زنی ز تو نگردم درمان ز کسی…

Continue Reading...

چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد

چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد نگرد شتر به اشتر که بیا که ساربان شد ز چپ و ز راست بنگر به قطارهای…

Continue Reading...