غزلیات مولانا
ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما
ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما سرمه کش چشمان ما ای چشم جان را توتیا ای مه ز اجلالت خجل عشقت…
بوسهای داد مرا دلبر عیار و برفت
بوسهای داد مرا دلبر عیار و برفت چه شدی چونک یکی داد بدادی شش و هفت هر لبی را که ببوسید نشانها دارد که ز…
ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده
ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده جان من و جان تو در اصل یکی بوده در خانه نقشینی دیدم صنم چینی خون خواره صد…
برخیز و صبوح را برانگیز
برخیز و صبوح را برانگیز جان بخش زمانه را و مستیز آمیخته باش با حریفان با آب شراب را میامیز یاد تو شراب و یاد…
آه از این زشتان که مه رو مینمایند از نقاب
آه از این زشتان که مه رو مینمایند از نقاب از درون سو کاه تاب و از برون سو ماهتاب چنگ دجال از درون و…
توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم زان کس که کند توبه زین واقعه بیزارم مجنون ز غم لیلی چون توبه نکرد ای جان…
امروز سماع است و مدام است و سقایی
امروز سماع است و مدام است و سقایی گردان شده بر جمع قدحهای عطایی فرمان سقی الله رسیدهست بنوشید ای تن همه جان شو نه…
تا با تو قرین شدهست جانم
تا با تو قرین شدهست جانم هر جا که روم به گلستانم تا صورت تو قرین دل شد بر خاک نیم بر آسمانم گر سایه…
اگر امشب بر من باشی و خانه نروی
اگر امشب بر من باشی و خانه نروی یا علی شیر خدا باشی یا خود علوی اندک اندک به جنون راه بری از دم من…
این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهام
این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهام این بار من یک بارگی از عافیت ببریدهام دل را ز خود برکندهام با چیز دیگر زندهام…





