ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی

ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی مرا از روی این خورشید عارستی و ننگستی قرابه دل ز اشکستن شدی ایمن اگر…

Continue Reading...

مانده شده‌ست گوش من از پی انتظار آن

مانده شده‌ست گوش من از پی انتظار آن کز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهان خوی شده‌ست گوش را گوش ترانه نوش را کو شنود…

Continue Reading...

من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه

من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه من چند تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه در شهر یکی کس را…

Continue Reading...

چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من

چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من نی تن کشاند بار من نی جان کند پیکار من چندان طواف کان کنم چندان مصاف جان…

Continue Reading...

چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد

چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد در چشم‌های مست تو نقاش چون نهاد چشمت بیافرید به هر دم هزار چشم زیرا خدا ز…

Continue Reading...

در خانه غم بودن از همت دون باشد

در خانه غم بودن از همت دون باشد و اندر دل دون همت اسرار تو چون باشد بر هر چه همی‌لرزی می‌دان که همان ارزی…

Continue Reading...

در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو

در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو در کشوف مشکلاتش صاحب اعلام کو آهوی عرشی که او خود عاشق نافه خود است التفات او به…

Continue Reading...

ز آتش شهوت برآوردم تو را

ز آتش شهوت برآوردم تو را و اندر آتش بازگستردم تو را از دل من زاده‌ای همچون سخن چون سخن من هم فروخوردم تو را…

Continue Reading...

ز اول بامداد سرمستی

ز اول بامداد سرمستی ور نه دستار کژ چرا بستی سخت مستست چشم تو امروز دوش گویی که صرف خوردستی جان مایی و شمع مجلس…

Continue Reading...

بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست

بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست بدانک مست تجلی به ماه راه نماست میان روز شتر بر سر مناره رود هر آنک گوید کو…

Continue Reading...