غزلیات مولانا
در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی بر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی هر ذرهای دوان است تا زندگی بیابد تو ذرهای نداری آهنگ…
در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین با زنگیکان امشب در عشرت جان بنشین خلقان همه خوش خفته عشاق درآشفته اسرار به هم گفته…
ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بود به نقد خاک شدن کار عاشقان باشد که…
یار مرا عارض و عذار نه این بود
یار مرا عارض و عذار نه این بود باغ مرا نخل و برگ و بار نه این بود عهدشکن گشتهاند خاصه و عامه قاعده اهل…
ز سوز شوق دل من همیزند عللا
ز سوز شوق دل من همیزند عللا که بوک دررسدش از جناب وصل صلا دلست همچو حسین و فراق همچو یزید شهید گشته دو صد…
چه نشستی دور چون بیگانگان
چه نشستی دور چون بیگانگان اندرآ در حلقه دیوانگان شرم چه بود عاشقی و آن گاه شرم جان چه باشد این هوس و آن گاه…
صلا جانهای مشتاقان که نک دلدار خوب آمد
صلا جانهای مشتاقان که نک دلدار خوب آمد چو زرکوبست آن دلبر رخ من سیم کوب آمد از او کو حسن مه دارد هر آن…
در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
در مجلس آن رستم در عربده بنشستم صد ساغر بشکستم آهسته که سرمستم ای منکر هر زنده خنبک زنی و خنده ای هم خر و…
گاه چو اشتر در وحل آیی
گاه چو اشتر در وحل آیی گه چو شکاری در عجل آیی کجکنن اغلن چند گریزی عاقبت آخر در عمل آیی در سوی بیسو میرو…
ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی
ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی نفسی در دل تنگی نفسی بر سر بامی هله ای جان و جهانم مدد نور نهانم ستن…





