پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسد

پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسد آب سیاه درمرو کآب حیات می‌رسد نوبت عشق مشتری بر سر چرخ می‌زند بهر روان عاشقان صد…

Continue Reading...

ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده

ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده بگذاشته ما را تو و در خود نگریده تو شرم نداری که تو را آینه ماییم…

Continue Reading...

به باغ آییم فردا جمله یاران

به باغ آییم فردا جمله یاران همه یاران همدل همچو باران صلا گفتیم فردا روز باغ است صلای عاشقان و حق گزاران در آن باغ…

Continue Reading...

جان از سفر دراز آمد

جان از سفر دراز آمد بر خاک در تو بازآمد در نقد وجود هر چه زر بود از گنج عدم به گاز آمد بی مهر…

Continue Reading...

ای اهل صبوح در چه کارید

ای اهل صبوح در چه کارید شب می‌گذرد روا مدارید ماننده آفتاب رخشان از جام صبوح سر برآرید ای شب شمران اگر شمارست باری شب…

Continue Reading...

بیا ساقی می ما را بگردان

بیا ساقی می ما را بگردان بدان می این قضاها را بگردان قضا خواهی که از بالا بگردد شراب پاک بالا را بگردان زمینی خود…

Continue Reading...

بر یکی بوسه حقستت که چنان می‌لرزی

بر یکی بوسه حقستت که چنان می‌لرزی ز آنک جان است و پی دادن جان می‌لرزی از دم و دمدمه آیینه دل تیره شود جهت…

Continue Reading...

ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی

ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی آبستن میوه ستی سرمست گلستانی این روح چرا داری گر ز آنک تو این جسمی وین نقش چرا…

Continue Reading...

تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین

تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین آنچ ممکن نبود در کف او امکان بین آهن اندر کف او نرمتر از مومی بین پیش…

Continue Reading...

به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم

به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم وگر از من طلبی جان نستیزم نستیزم قدحی دارم بر کف به خدا تا تو نیایی هله تا…

Continue Reading...