خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست

خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست نیم نانی دررسد تا نیم جانی در تنست گفتمش آخر پی یک وصل چندین هجر چیست گفت…

Continue Reading...

گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم

گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم لابه بنده گوش کن گوش مخار ای صنم فوق فلک مکان تو جان و روان روان…

Continue Reading...

گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار

گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار بانگ خیزاخیز آمد در عدم این الفرار صد هزاران شعله بر در صد هزاران مشعله کیست بر…

Continue Reading...

خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری

خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری جگر حسود خون شد تو مگر جگر نداری قمری است رونموده پر نور برگشوده دل و چشم وام…

Continue Reading...

دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم

دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم مست بخشایش او گشتم و جان بخشیدم جهت مهر سلیمان همه تن موم شدم وز پی نور شدن…

Continue Reading...

سلمک الله نیست مثل تو یاری

سلمک الله نیست مثل تو یاری نیست نکوتر ز بندگی تو کاری ای دل گفتی که یار غار منست او هیچ نگنجد چنین محیط به…

Continue Reading...

سماع آرام جان زندگانیست

سماع آرام جان زندگانیست کسی داند که او را جان جانست کسی خواهد که او بیدار گردد که او خفته میان بوستان‌ست ولیک آن کو…

Continue Reading...

عید نمای عید را ای تو هلال عید من

عید نمای عید را ای تو هلال عید من گوش بمال ماه را ای مه ناپدید من بود من و فنای من خشم من و…

Continue Reading...

عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی

عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی ایمان ز سر زلفت زنار عجب بندد کز کافر زلف خود…

Continue Reading...

فرود آ تو ز مرکب بار می بین

فرود آ تو ز مرکب بار می بین وجودت را تو پود و تار می بین هر آن گلزار کاندر هجر مانده‌ست سراسر جان او…

Continue Reading...